پس از شکست پادشاه شیطان، مسابقاتی برای انتخاب جانشین او برگزار میشود. هلک، قهرمان انسان، در صدر مسابقات قرار دارد. برخی از شیاطین از این ایده که یک انسان جانشین بعدی پادشاه شیطان شود، خوشحال نیستند، به خصوص وِرمِلیوِ قرمز. او برای محافظت از شیاطین و اثبات دشمنی هلک با آنها، حتی حاضر است در مسابقه تقلب کند.
آکیرا تندو با سه سال حضور در شرکت از جهنم، از نظر روحی و جسمی به سر می برد. همه در سن بیست و چهار سالگی. حتی دوستش از حسابداری، سائوری، نمیخواهد با او کاری داشته باشد. سپس، درست زمانی که زندگی شروع به یک ناامیدی بزرگ می کند، این اتفاق می افتد. آخرالزمان زامبی ها در ژاپن فرود می آید! آکیرا که توسط انبوهی از زامبیهای گرسنه احاطه شده است، متوجه میشود که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد... "صبر کنید، آیا این به این معنی است که دیگر مجبور نیستم سر کار بروم؟" اعتراف کن... به مهمانی می پردازی که انگار... به سواحل ژاپن سفر کن... حالا، آکیرا که دیگر کار کابوس وارش را ندارد، موجو خود را بازگردانده است. اجازه دهید لیست سطلی شروع شود!!
این انیمه در یک دبیرستان خصوصی رخ می دهد که در آن مفهوم “نجات دهندگان” وجود دارد. آنها به عنوان افرادی شناخته می شوند که خاطرات بیدار شده از زندگی های گذشته خود را دارند. داستان پسر جوانی به نام موروها هایمورا را روایت می کند که به این دبیرستان خصوصی می آید. در مدرسه، دو نوع انسان وجود دارد: نجات دهندگان، که با استفاده از سلاح ها و تکنیک های به دست آمده از قدرت های پورانا در بدن خود با دشمنان مبارزه می کنند، و کوروما، که با استفاده از جادو برای کنترل قدرت های مانا که فیزیک را فراتر می رود، دشمنان را از بین می برند. موروها هایمورا اولین فردی است که زندگی های گذشته هر دو شیروگان و کوروما را دارد.
گو سانیونگ پس از دریافت یادگاری از پدر مرده اش توسط یک روح شیطانی تسخیر شده است. او با Yeom Haesang، یک فولکلوریست که می تواند ارواح و ارواح را ببیند، ملاقات می کند و وارد دنیایی کاملاً متفاوت از آنچه قبلاً می دانست، می شود.
یک نجاتیافته ترسناک به یک زن آسیبدیده کمک میکند و در عوض از پناهگاه پایانالزمانی استفاده میکند.
یک بازی تمسخر آمیز که نیروهای پلیس را در هنگام برخورد با مجرمان مختلف که عمدتاً ماهیت ماوراء طبیعی دارند، دنبال می کند.
تئچئگاکُئِن، یک مدرسه پيشرفته است که دانشآموزان سال سوم آن، معلمان خود را شکنجه و نابود میکنند. یک معلم جديد وارد میشود که همیشه لبخند میزند و اطلاعات خصوصی دانشآموزان را میداند. دانشآموزان قصد کشتن او را دارند و چالش بین آنها و معلم در فضای بسته مدرسه شروع میشود.
کانگ یئو جو نویسنده ای محبوب و معروف است که تنها رمان های جنایی می سازد و در آنها به قتل های وحشتناک پرداخته است. او همیشه در ذهنش راه های مختلف قتل را برای شخصیت های رمان خود طراحی می کند. ازدواج او با هان وو سونگ، وکیل طلاق، به شرط «اگر خیانت کنم، می میرم» بسته شده است.
ماجراهای کشتیهای غرقشدهای که در تلاش برای فرار از جزیره مرموز، خانه هیولاهای ماقبل تاریخ، از جمله تایتان، آقای کونگ هستند.
فیوری و تالوس سعی می کنند جلوی اسکرول هایی را بگیرند که به بالاترین کره های دنیای مارول نفوذ کرده اند.