گو نی، به زندان می افتد و در آنجا با افرادی آشنا می شود که زندگی او را برای همیشه تغییر می دهند. گو نی به امید انتقام گرفتن...
گروهی متشکل از پنج دانش آموز دبیرستانی نیروهای ماوراء طبیعی را در شهر خود رها می کنند، اکنون آنها باید برای نجات آن با یکدیگر همکاری کنند.
در پی فجایع ناشناخته در قلب ترا، یک ماده معدنی با قدرت غیر قابل تصور کشف شده است. با استفاده از آن، فناوری جامعه جهش های عظیمی ایجاد کرده است، اما این ماده باعث یک بیماری مرگبار لاعلاج می شود که منجر به بردگی جهانی مبتلایان می شود. در حالی که شورش اکنون در حال افزایش است، یک شرکت داروسازی برای یافتن درمانی برای نجات بشریت رقابت می کند.
سریال «دائهها» داستان زندگی شاه گوانگگاتو کبیر را روایت میکند که با شکست دادن باکجه، گوگوریو را به قدرتمندترین امپراتوری در شرق آسیا تبدیل کرد.
دختری که پس از درگیر شدن با دروغ ها و خواسته های افراد بی شماری ناپدید شد. یک پروژه بزرگ برای یافتن آن دختر آغاز می شود! و اتفاقات باورنکردنی که جلوی چشمان هفت نفر درگیر ناپدید شدن دختر می شود، چگونه از این بحران فرار می کنند؟
در سال 1995، تحقیقاتی برای از بین بردن کارتل های مواد مخدر کره، چین و ژاپن آغاز شد. کارآگاه روستایی جونمو به صورت مخفی در اتحادیه در حال ظهور گانگنام می رود، بدون اینکه از روابط پیچیده بین همسرش و رئیس باند آگاه باشد. سرنوشت در هم تنیده آنها منجر به بدترین سناریوها می شود.
در آستانه جنگ جهانی سوم، ابرقهرمانان ظاهر می شوند و صلح را به دنیا می آورند. شای، قهرمان ژاپن، دارای قدرت فوق العاده است، اما بزرگترین دشمن او خجالت شدید است. او با کمک دوستان ابرقهرمان خود، باید زمین را از شر تهدیدات محافظت کند و در عین حال اعتماد به نفس خود را پیدا کند.
لئونيس، ارباب تاریکی، پس از هزار سال خواب جادویی، در بدن یک پسر ده ساله بیدار می شود. او با ریسلیا، دختری که با خلاء ها، موجوداتی که تقریباً بشریت را منقرض کرده اند، روبرو می شود. لئونيس برای کشف رازهای این عصر عجیب و غریب، در مدرسه اکسلیور ثبت نام می کند. او معتقد است که خلاء ها ممکن است ارتباطی با گذشته او داشته باشند.
هیزوتومه راکورو، یک گیمر حرفه ای، به شنگهای لا فرونتر، یک بازی VRMMO جدید، می پیوندد. او با رازهای زیادی روبرو می شود که حتی یک متخصص مانند او نیز ممکن است در برابر آنها بی دفاع باشد.
زندگی یک ماجراجو همیشه پر زرق و برق نیست. بلگریو زمانی که یک برخورد مرگبار پایش را از دست می دهد و توانایی دنبال کردن رویاهایش را مدتی پس از شروع به شهرت و ثروت از او می گیرد، متوجه این موضوع می شود. اما سرنوشت با این ماجراجوی بازنشسته تمام نشده است! در حین جمع آوری گیاهان در بیابان، او یک دختر بچه رها شده را کشف می کند و پس از اینکه تصمیم می گیرد او را به عنوان فرزند خود بزرگ کند، نام او را آنجلین می گذارد. آنجلین بزرگ می شود تا به خودی خود به یک ماجراجوی درجه یک تبدیل شود، اما پس از ورود به جهان و ایجاد نام برای خود، شهرت، ثروت و قدرت هیچ جذابیتی برای ماجراجوی موفق رتبه S ندارد: آرزوی قلبی او این است که برای چیزی جز دیدن دوباره پدرش.