غمانگیزترین قهرمانهای تاریخ، اما با چرخشی نشاطآور دوباره به تصویر کشیده شدهاند: دختری که در پریشانی است، خود را نجات میدهد - و سپس پادشاهی.
انیمه Chain Chronicle: The Light Of Haecceitas که بر اساس بازی موبایل محبوبی با همین نام ساخته شده، داستان پسری به نام آرت را روایت میکند که در سرزمینی به نام یوگوتو زندگی میکند. مردم یوگوتو بر این باورند که سرزمین آنها کل دنیاست، اما در واقع یوگوتو به هفت ناحیه تقسیم شده که هر کدام شاه خود را دارند. با وجود درگیریهای کوچک بین شاهان، صلح و تعادل در یوگوتو حفظ میشود تا زمانی که گروهی از هیولاهای تاریکی به نام Veritas به سرزمین یوگوتو حمله میکنند. Veritas به دنبال تصاحب Haecceitas، منبع قدرت یوگوتو، هستند.
در سال 952 تقویم کارتلند، پادشاه اهریمنی کروتین و چهار لرد اهریمنی، سپاه اهریمنان را برای حمله به پادشاهی کارتلند در شمال قاره مرکزی رهبری میکنند. هنگامی که جنگ به بنبست میرسد، مردی شجاع به نام جید داو به تنهایی به پایتخت اهریمنان نفوذ میکند و سرانجام چهار لرد اهریمنی را مغلوب و پادشاه اهریمنی کروتین را از پا درمیآورد. جید گمان میکرد این پایان نبرد میان انسانها و اهریمنان خواهد بود، اما دشواریها یکی پس از دیگری پدیدار میشوند و او همچنین رازهای پادشاهی کارتلند را آشکار میسازد.
درباره دیوی به نام گری که تلاش می کند ارواح روی زمین را گیر بیندازد, تا پله های ترقی شرکت های جهان زیرین را بپیماید.
روح یک گانگستر ترک مدرسه راهنمایی که به طور تصادفی جسد پسر 18 سالهای را در اختیار میگیرد که خود را کشت، به دبیرستان بازمیگردد تا با مهارتهای گانگستریاش از قلدرها انتقام بگیرد و با رابطهای غیرمنتظره مواجه میشود.
یک قتل هولناک، دفتر دادستانی شیکاگو را به هم می ریزد، زمانی که یکی از خود مظنون به این جنایت است - باعث می شود متهم برای حفظ خانواده اش بجنگد.
0.01٪ از دانش آموزان برتر قانون و نظم را در دبیرستان جوسین کنترل می کنند، اما یک دانش آموز مخفیانه در دنیای رام نشدنی آنها شکاف ایجاد می کند.
مجموعهای از جنگ ستارگان که بینندگان را به کهکشانی از اسرار پنهان و قدرتهای نوظهور تاریک در روزهای پایانی دوران جمهوری بالا می برد.
ویل، وارث عصبی و بیصلاحیت یک زنجیره تعمیر خودرو، علیرغم شکنجههای مداوم از سوی پسر عموی و کارمندش، شین، تلاش میکند تا تجارت پدرش را تغییر دهد.
وینسنت، پدری غمگین که پسرش ناپدید می شود، از طریق دوستی اش با اریک، هیولایی که زیر تخت ادگار زندگی می کند، آرامش پیدا می کند.