داستان انیمه بر میگردد به زندگی شینجی ایزومی نوجوان ۱۷ ساله ای که به ناگاه در میابد دست چپ و راستش از حالت عادی خارج شده و تبدیل به وسیله ای ترسناک شده است و در ادامه خود را درگیر مبارزه عواملی ترسناک می بیند…
با ظهور قویترین خون آشام دنیا با نام (نیاکان چهارم) که فقط در افسانه ها از او نام برده شده و همچنین پیش بینی گسترش فاجعه ، سازمان دولتی (شیر شاه) تصمیم میگیره فردی رو برای جاسوسی و از بین بردن این خون آشام بفرسته. اونا جادوگر بزرگ (sword shaman) رو برای این کار انتخاب می کنند. اما به دلایل اسرارآمیزی کسی که برای این کار فرستاده میشه یکی از شاگردان جادوگر به نام هیمه گاری یوکینا (Himegari Yukina) هست. دختری که هنوز در حال یادگیری فنون جادوئیست. هویت پنهانی (نیاکان چهارم) چه کسی است ؟ یوکینا چگونه بر بزرگترین خون آشام تاریخ غلبه خواهد کرد؟
اف ال سی ال در اطراف نااتا دور می زند (می چرخد). زندگی او با ورود هاروکو هاروهارا، کسیکه با رد شدن از روی نااتا توسط اسکوتر وسپایش ناگهان به صحنه می آید، مختل می شود. سپس به وی سی پی آر داده و به سرش شراب آبی ریکنبکر 4001 گیتار باس الکتریکی چپ دست که وارونه آویزان شده ضربه وارد می کنند. نااتا با دیدن هاروکو در حالیکه به عنوان خدمتکار در خانه اش کار می کرد متعجب شد. از آن پس روباتهای بزرگ از مدیکال مکانیکا از سرش (مرکزش) بیرون آمدند و باعث ایجاد مشکلات بیشتری برای نااتا و هاروکو شدند. هاروکو از نااتا برای تحقیق در مورد پادشاه دزد دریایی، اتمسک، استفاده می کند که وی را در مقابل مدیکال مکانیکا، هیئت صنعتی یکپارچه قرار می دهد. در همین زمان فرمانده آماراو، نااتا را مشاهده می کند. فرمانده به عشق هاروکو به اتومسک پی برده و مدیکال مکانیکا برای تسخیر کهکشان خارج می شود. مجموع این شرایط باعث درگیری نااتا در جنگ سه جانبه بین هاروکو، آماراو و مدیکال مکانیکا می شود.
تروپتريدها(Teropterid) هيولاهايي انسان نما هستند که تنها با نوشيدن خون انسان زندگي مي کنند. خوشبختانه گروه هايي وجود دارند که خود را وقف کشتن آنها کرده اند. دختر مرموزي به نام سايا بهترين شکارچي تروپتريد است و او براي انجام ماموريت به پايگاهي آمريکايي فرستاده مي شود.
"ایسی هیودو" یک پسر نوجوان دبیرستانی با خصوصیات معمول هم سن و سالانش است که در روابط اجتماعی موفق نیست و همیشه تنها میماند. طی نخستین قرارش،...
یک بیماری اسرارآمیز و مهلک درحال شیوع در کل جهان است و باعث مرگ فاجعه بار نسل بشر و افزایش حملات به انسانها توسط مردگان متحرک شده است.در ژاپن چندین دانش آموز دیرستانی و یک پرستار مدرسه مدتی کوتاه بعد از اینکه دبیرستان آنها توسط زامبی ها تسخیر شد ، برای فرار از دبیرستان فوجیمی با هم متحد میشوند. افراد این گروه قصد دارند که بفهمند چه کسی یا چه چیزی باعث این فاجعه شده است و در همان زمان باید برای زنده ماندن در این جهنم با تمام توان مبارزه کنند.
ایچیجو راکو یه پسر دبیرستانیه با نمرات خیلی خوب اما اون یه مشکل داره و اونم اینه که خانواده اون یکی از قویترین سرکرده های یاکوزا هستن یه روز اون دختری رو توی مدرسه می بینه که از بالای دیوار می پره پایین و به اون برخورد میکنه وقتی میره خونه متوجه میشه که پدر این دختر سرکرده باند گانگسترهایی هست که اونا باهاشون درگیر هستن …
داستان در مورد اینده ای نه چندان دور است متعلق به زمانی است که که سیستم اندروید به صورت انسانی با احساسات و توانایی های خاص است که به مردم برای راحت تر شدن زندگی شون بهشون کمک میکن ولی این تکنولوژی اون قدر پیش میره که زندگی مردم بهش وابسته میشه و بعد این سیسستم عامل دست به شورش میزنه و دنیا رو میخواد تصاحب کنه ولی در این میان هنوز بعضی از این روبات ها دلشون نمیخواد که ادمها ازاری برسونن و تصمیم میگرن که با این شورش مقابله کنن...
داستان انیمه در آیندهی دوری شکل میگیره، هزاران سال گذشته و انسانها بخاطر نابود شدن زمین توسط هیولاهای غول پیکر فضایی با نام Gauna ، از زمین فرار کردن و درون سفینههای فضایی که از باقی مانده سیاره ساخته شدن، زندگی میکنن. یکی از این سفینههای فضایی، “Sidonia” نام داره و انسانهای زیادی درون اون سفینه زندگی میکنن و حتی با نابود شدن کره زمین، انسانیت به سمت انقراض و نابودی نرفته و بقای خود رو ادامه دادن. مبارزه بین انسانها و Gauna ها رو دنبال میکنیم؛ Nagate Tanikaze ، مرد جوان داستان ماست که در قعر این سفینه بزرگ شده و تمرینات خاصی رو برای هدایت اسلحههای رباتی به نام Gardes دیده و نحوه هدایت کردن این سلاحها یا رباتها رو آموزش دیده و حالا قراره با روبرو شدن و جنگیدن با Gauna ها ، برای بقا انسانیت جان خودش رو به خطر بیاندازه.
وش یک تفنگدارفراری است با ۶۰ بیلیون دلار جایزه روی سرش و این کار را برایش مشکل کرده که بدون تیر اندازی به هر جایی برود. به هر شهری که می رود به خاطر تعقیب کننده ها آنجا را ویران می کند اما بطور شگفت انگیزی هیچ کس موفق به کشتنش نمی شود. Meryl و Milly دو نماینده بیمه هستند که برای پیدا کردن وش و نگهداشتن اوفرستاده شدند تا خسارت بیشتری به بار نیاورد. Meryl باور نمی کند که آنها بتوانند این تفنگدار افسانه ای را ملاقات کنند…