با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
عشق میان یک درونگرا و زنی با اعتماد به نفس شکوفا میشود، اما شیوع یک بیماری همهگیر مرموز که مبتلایان را با محیط ادغام میکند، رابطه آنها را تهدید کرده و این زوج را در یک کابوس تغییرشکلدهنده گرفتار میسازد.
پنج دوست دانشجویی که آپارتمانی به نام "Playhouse" را برای ملاقات های مخفیانه خود به اشتراک می گذارند، پس از یک حادثه مرگبار در آپارتمانشان، با چالش های جدی روبرو می شوند. آنها سعی در پنهان کردن این جنایت دارند، اما این کار باعث می شود که وفاداری آنها مورد آزمایش قرار گیرد و رازهایشان برملا شود و زندگی آنها را تهدید کند.
زندگی کندیس با یک تغییر انفجاری روبرو میشود. او به مدت سه ماه، هر روز چندین انفجار را تجربه میکند و در نهایت به اوج میرسد؛ جایی که در یک روز، هفت انفجار را پشت سر میگذارد. در کل، کندیس ۱۹۲ انفجار را تجربه میکند.
اِولین در یک صبح از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که با یک ستاره راک ازدواج کرده است. او که شب قبل همه چیز را فراموش کرده است، حالا باید با زندگی جدید و پر از چالشی که در انتظارش است، کنار بیاید.
وقتی هیولاهای دوپانت، که از قدرت حافظه گایا استفاده میکنند، در شهر بادخیز فوتو شروع به فعالیت میکنند، شوتارو جوان دستیار کارآگاه نارومی سوکیچی میشود و روزهایش را صرف تعقیب او میکند.
میا که پس از یک تصادف دچار فراموشی کامل شده، در دوران نقاهت تحت مراقبت خانوادهاش، فلاشبکهایی از دختر دومش را تجربه میکند، در حالی که هیچکس دیگری وجود این دختر را باور ندارد.
داستان در اوایل دهه 1950 رخ میدهد. سیسیلیا، دختر پانزده سالهای که یتیم است، به دلیل تعرض سرپرست پرورشگاه باردار میشود. برای پنهان کردن بارداری، او را به خانهی ایدا میفرستند؛ زنی که بهشدت مشتاق فرزندخواندگی است و در یک عمارت دورافتاده به همراه آلما، خدمتکار قدیمیاش زندگی میکند. در طول اقامت سیسیلیا...
یک کارمند کوشا و جدی شهری و یک موجسوار خونسرد و بیخیال، هر دو وارث یک شرکت، وقتی در اتاق هیئت مدیره گرد هم میآیند و همکاری میکنند، میبینند که وجوه مشترک بسیاری دارند.
این فیلم که در طول ده سال فیلمبرداری شده است، داستان آلیس را روایت میکند؛ دختری دوستداشتنی که در دام زندگی مادری جوان گرفتار شده است. در شانزدهسالگی، او عاشق دورین میشود که سیوپنج سال از او بزرگتر است.
آزی و دکس هر دو رقابت میکنند تا شاگرد اول دوره خود شوند، اما دکس همواره از آزی عقبتر است. دکس برای منحرف کردن تمرکز آزی، نقشهای میکشد تا او را عاشق خود کند، اما این نقشه میتواند دو سر داشته باشد.
زمانی که یک قاتل روانی شیفته دختری زیبا میشود، برای تسخیر او از هیچ کوششی فروگذار نمیکند و حتی دست به قتل تمام موانع بر سر راهش میزند. این داستان، بررسی شخصیت یک قاتل روانی، قربانی او و مرزهای جنایتکاری اوست.