با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
داستان فیلم بر اساس واقعیت می باشد و درباره گروهی از هکرهای اهل هانوفر آلمان می باشد. در اواخر 1980 "کارل کوچ" یتیم تمام دار و ندار خود را می دهد تا یک رایانه تهیه کند و...
سال 1963، یک شب پیش از اینکه "ادی" و دوستانش به ویتنام برسند. آنها یک بازی کثیف را آغاز می کنند، همه آنها به دنبال زنی رفته و هر کدام که زشت ترین زن را پیدا کند برنده است. "ادی" زنی تنها به نام "رز" را پیدا می کند و...
گروهی از بچه های بروکلین، یگ گروه (شبیه گنگسترها) را تشکیل می دهند و از این به بعد تمام کارهایشان را در کنار یکدیگر انجام می دهند. اما همان قدر که کارهایشان سهل می شود، با مشکلاتی نیز روبرو می شوند...
رماننویس مشهور "مایک نوونان" پس از مرگ ناگهانی همسرش با شرایط کنار نیامده و به کلبه کنار دریاچه اش بازمی گردد اما درگیر مبارزه حضانت بین بیوه ای جوان و پدربزرگ ثروتمند فرزندش می شود و...
زنی شاهد کشته شدن مردی که با او قرار دارد توسط رئیس مافیا می شود. او بدون مطلع ساختن پلیس مخفی می شود. وقتی پلیس موفق به پیدا کردن او می شود، میلی برای شهادت دادن ندارد اما مافیا در تعقیب اوست و...
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
"هری موزبی" بازیکن اسبق فوتبال و کارآگاه خصوصی فعلی،توسط یک بازیگر زن که همسر یکی از بزرگان هالیوود است استخدام می شود تا دختر گمشده اش را پیدا کند.او برای پیدا کردن دختر به فلوریدا سفر می کند اما...
کانون توجه فیلم بر روی گربهای انسان نماست که شخصیت اسکیپ هینانت او را فریتز صدا میکند. اتفاقات فیلم در شهر نیو یورک است و زمان دهه ۱۹۶۰ را به صحنه کشیدهاست. فریتز در خلال فیلم همواره دنبال یک زندگی مملو از خوشی و شادی است، او بی درنگ در پی افزایش آگاهیها سیاسی و اجتماعیهای خود میباشد و...
"فیلیپ" هنگام تولد اولین فرزندش یک دوربین فیلمبرداری 8 میلیمتری خریداری می کند.چون این اولین دوربین در شهر است رئیس حزب محلی به او لقب عکاس رسمی شهر را می دهد.وقتی او به جشنواره فیلم منطقه فرستاده می شود آینده ای روشن برایش آشکار می شود...
یک جوان آمریکایی که در پاریس به عنوان بدل "مایکل جکسون" کار می کند با "مرلین مونرو" برخورد می کند."مرلین" او را به شهر خود در اسکاتلند دعوت می کند،جائی که به همراه "چارلی چاپلین" و دخترش زندگی می کند...
"دیمیتری" که مصمم است بهترین باشگاه در سراسر کشور را بسازد، یک مربی آلمانی را استخدام می کند اما وقتی اولین تانکهای نازیها وارد شهر شده و "ربکا" دختر زیبای بانکدار شهر با ستاره تیمش رابطه برقرار می کند، نقشه های او به هم می ریزد...
"جانی واکر" یک گاوچران و بوکسور است. او بسیار خجالتی و کمی احمق است. او عاشق "روبی" است اما نمی تواند به او بگوید. او همچنین برای بوکس مقداری پا به سن گذاشته اما تنها چیزی است که خوب انجام می دهد...