همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
این گزارش، با تکیه بر شهادت شاهدان عینی، اسناد محرمانه و فایلهای صوتی خصوصی، پرده از فریبکاریهای گسترده مقامات ایالات متحده در طول جنگ بیستساله افغانستان برمیدارد.
تکسون، مترجمی افسرده و بیانگیزه، پس از یک قرار ناموفق، زندگیاش به طرز عجیبی شاد میشود. او بیدلیل خوشحال است، به چیزهایی جذب میشود که قبلاً برایش بیاهمیت بودند و حتی پیامهای همکلاسیاش برایش دلنشین میشوند. اما زمانی که میفهمد به یک ویروس کشنده مبتلا شده و با لی گیون، تنها پژوهشگر پادزهر، دیدار میکند، متوجه میشود که تمام این تغییرات، علائم همان ویروس هستند.
گروهی از کوهنوردان راهی یک صعود خطرناک میشوند که سالهاست ورود به آن ممنوع بوده است. آنچه در ابتدا به عنوان یک سفر جسورانه آغاز میشود، به نبردی برای بقا در برابر نیرویی تبدیل میگردد که با آنها بازی میکند.
دانشآموز دبیرستانی به نام اینیونگ پس از فوت والدینش و بیخانمان شدن، در گروه رقص کرهای پنهان میشود و در آنجا توسط مدیر گروه کشف شده و به ناچار با او همخانه میگردد.
داستان در یک روستای آرام رخ میدهد؛ جایی که علاقه ساده و بیگناه یک پسر به یک نفر، باعث وقوع حوادثی غیرعادی میشود. مردم روستا معتقدند که این پسر با احساساتش، یک روح را نیز به روستا آورده است.
شیطان هیرانیاکاشیپ به دنبال انتقام از ویشنو است و خود را خدا اعلام میکند. پسرش پرالاد همچنان به ویشنو ارادت دارد. ویشنو در قالب نارسینها ظاهر میشود تا شیطان را شکست دهد و تعادل را بازگرداند.
در سال ۱۸۹۵، اِد دانتس بیگناه به زندان میافتد. او که به حبس در یک زندان منطقهای محکوم شده، برای انتقام گرفتن و فرار از آنجا، مجبور میشود قوانین و شیوههای زندگی یک یاغی را بیاموزد.
بهار سال ۲۰۲۰، پنج دانشجو و دو استاد از «کالج هنر مید اولستر» در جنگلهای شمال ایرلند ناپدید میشوند. اتفاقات روز ناپدید شدن آنها تا به امروز همچنان یک معما است.
یک جوان از یک بیمارستان روانی متروکه بهعنوان پاتوق استفاده میکند تا دختران را از طریق یک اپلیکیشن دوستیابی جذب کرده و به قتل برساند. اما وقتی هدفش دوستدختر دوران کودکیاش میشود، اوضاع برای او پیچیده و بدتر میشود.
این داستان توضیح میدهد که چگونه کتاب «میشل به یاد میآورد»، که خاطرات یک روانپزشک و بیمارش است، موجب آغاز «وحشت شیطانی» در دهه ۱۹۸۰ شد. در این کتاب، با استفاده از روش «درمان بازیابی حافظه» ادعا شده بود که میشل توسط شیطانپرستان بچهدزد ربوده شده است.
دانشجویی به نام رز که در طوفان در خانه درمانگرش گیر افتاده، متوجه میشود که دکتر ریچاردسون و همسرش در زیر ظاهر بهظاهر عادی خود، رازهای تاریکی را پنهان کردهاند.
گروهی از دانشجویان که بهخاطر شرایط بد جوی قادر به رانندگی و رفتن به خانه نیستند و در داخل ساختمان گیر افتادهاند، به زودی خود را مشغول اجرای یک محاکمه جادوگری مدرن مییابند.
پنج دوست جوان که بهشدت به پول نیاز دارند، برای شرکت در یک مسابقه با جایزه ۲۵ هزار دلاری در دارکوب، وارد خانهای ترسناک و قتلزده میشوند. اما خیلی زود خود را درگیر نبردی وحشیانه برای نجات جانشان با یک روانی مذهبی ۲٫۱۳ متری میبینند که با یک پتک، قصد کشتن تمام گناهکاران را دارد.
دو مأمور که برای یک برنامه تلویزیونی در حال فیلمبرداری در جنگل بودند، ناپدید میشوند. با پیدا شدن فیلمهای آنها، مشخص میشود که آنها برای زنده ماندن، درگیر نبردی وحشتناک با موجوداتی شیطانی در دل جنگل بودهاند.