همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
در زندگی پس از مرگ که ارواح یک هفته فرصت دارند تا تصمیم بگیرند ابدیت را کجا بگذرانند، جوآن با انتخابی غیرممکن بین مردی که زندگیاش را با او گذرانده و اولین عشقش که در جوانی فوت کرده و دههها منتظر آمدنش بوده، روبرو است.
وقتی میریام به همراه دوستش آیدا به مدرسه وینترشتاین نقل مکان میکند، با یک دنیای جادویی غیرمنتظره آشنا میشود. با ظهور موجودات جادویی جدید، او باید در حین کشف اسرار پنهان، به نجات مدرسه کمک کند.
گریس، نویسنده و مادری جوان، به آرامی در حال دیوانگی است. او که در خانهای قدیمی در مونتانا و اطراف آن محبوس شده، رفتارهایش به طور فزایندهای آشفته و نامنظم میشود و همراهش، جکسون، را نگران و درمانده رها میکند.
پس از یک فاجعه نظامی ویرانگر، مردگان فقط زنده نمیشوند - بلکه شکار میکنند. آوا به دنبال شوهر مفقودش میگردد، اما آنچه پیدا میکند بسیار بیشتر از آنچه تصور میکرد، ترسناک است.
پسر رئیس قبیله برای رسیدن به مهارتهای شکار پدرش تلاش میکند تا اینکه یک پرنده عرفانی به او قدرتهای جادویی میدهد. پیروزی او زمانی تلخ میشود که میفهمد یک سنت باستانی مستلزم فداکاری دوست جدیدش است.
این روایت، مبارزات لورنز هارت با اعتیاد به الکل و اختلالات روانیاش را بازگو میکند؛ وضعیتی که هنگام تلاش او برای حفظ ظاهر در شب گشایش نمایش «اوکلاهما!» به اوج میرسد.
وقتی یک پرستار بخش مراقبتهای ویژه داوطلب میشود تا به یک بیمار در کما که متهم به قتل شش زن است کمک کند، در حالی که کارآگاهی برای متوقف کردن قاتل تلاش میکند، او درگیر شبکهای ترسناک از دروغها، وسواسها و اسرار مرگبار میشود.
هفت سال پیش، مادرش در کوه سارانگان ناپدید شد و حالا درو مصمم است به آن کوه مرموز سفر کند. آیا درو چیزی را که به دنبالش است پیدا خواهد کرد یا او نیز در کوه ناپدید خواهد شد؟
یک سرباز سابق با گذشتهای غمانگیز، در تلاشی ناامیدانه برای بقا در آریزونای دهه ۱۸۷۰، درگیر اتحادی نه چندان محکم با سه یاغی، یک زن زیبا و شوهر زخمیاش میشود تا با عناصر خشن و دشمنان بجنگند.
یک تاجر موفق سیاهپوست، که توسط ازدواج رو به افول و بحران هویتش آزار میبیند، به یک بازی موش و گربه با یک زن سفیدپوست مرموز در مترو کشیده میشود که به یک نتیجه خشونتآمیز منجر میشود.