همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
ماریو، استاد جوان فیزیک هسته ای، شاگرد خود را برافروخت. متأسفانه پدرش در وضعیت بد مالی قرار دارد و دختر در شرف ازدواج با پسری نه چندان خوب اما بسیار ثروتمند است...
یک شورشی آمریکایی لاتین و یک رهبر سیاهپوست برای آزادی یک ملت آفریقایی به نیروهای خود می پیوندند. اما آنها باید با یک مزدور آلمانی با کمک یک مامور آمریکایی و یک مشاور پرتغالی روبرو شوند که همه برای یک زن مرموز کار می کنند...
داستانی تلخ و شیرین در مورد یک سال از زندگی نیوت 14 ساله، متولد یک خانواده سیاهپوست فقیر در کانزاس، که در مورد عشق، ترس، بی عدالتی نژادی، بی اخلاقی می آموزد...
اسکار لوتس در داستانی زندگینامهای، به زندگی در یک مدرسه شبانهروزی در استونی در اواخر دهه 1800 میپردازد. این داستان درباره دوستی، عشق و زندگی است....
تونی ریچاردسون، کارگردان برنده جایزه اسکار، تراژدی شکسپیر را به پرده سینما میآورد – با بازیهای درخشان نیکول ویلیامسون در نقش شاهزاده مالیخولیایی دانمارک و آنتونی هاپکینز، برنده آینده جایزه اسکار، در نقش کلودیوس فریبکار.
در نعطیلات چهارم جولای ، چهار چتر باز برای اجرای برنامه ای ، به شهر کوچکی در تگزاس می روند . آنها مهمان "الیزابت" ، عمه کوچکترین عضو خود هستند . عشقی نفرین شده بین "الیزابت" و "رتیگ" شکل می گیرد و ...
هفت راهزن نقابدار، سوزی جوان، پسر عموی شهردار کلیتون سیتی، فرانک کلونی، را ربودند. فرانک 15000 دلار باج درخواستی راهزنان را می پذیرد و به نقشه ای می اندیشد که به او اجازه می دهد پول را پس بگیرد و قانون شکنان را دستگیر کند...
آنتونیو (Maurício do Valle) یک قاتل بزرگ رهبران پوپولیست و انقلابی در برزیل است که کهولت سن و کمبود کار او را به یک زندگی بیکار و خودباوری تبدیل کرده است. با این حال، هنگامی که او قرارداد جدیدی می بندد، آنتونیو ناگهان انرژی می گیرد، اما ...
یک کاپیتان آلمانی و یک کاپیتان آمریکایی در طول جنگ جهانی دوم به یکدیگر کمک می کنند تا در صحرای آفریقای شمالی زنده بمانند. آنها یک سال بعد در جریان عملیات جنگی در فرانسه دوباره با هم ملاقات می کنند...
در یکصدمین سالگرد تاسیس یک شرکت ساعت سازی، چارلز، نوه ی بنیانگذار کارخانه به سیم آخر زده و و بعد از مصاحبه ای با یک خبرنگار و تعریف و تمجید از پدر و پدربزرگش، خانواده و ثروت همراه آن را ترک می کند، به خانه یک زوج جوان نقل مکان می کند، و در آن جا به آشپزی، استراحت ، خواندن کتاب و شرکت در گفتگوهای فلسفی با زوج جوان مشغول می شود. از طرف دیگر، خانواده به دنبال یافتن چارلز میباشند...
تمامی کارهای عاشقانه سید و برنی توسط دوست دختر هایشان، جون و آنته مورد تمسخر قرار میگیرد. پسرها تفریح در یک کمپ را پیشنهاد میکنند که پنهانی قصد دارند آن ها را به یک کمپ لختی ببرند. آنها سر از یک جای اشتباه در میآورند...