با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
کیت، یک دلال ازدواج ، توسط یک پادشاه استخدام می شود تا عروس مناسب پسرش را پیدا کند. با این حال، با گذشت زمان، او متوجه می شود که عاشق شاهزاده شده است...
داستان فیلم درباره دختری به نام "کیزی" است که از بیماری سرطان رنج می برد و بزودی می میرد. کیزی که دچار روزمرگی شده و امیدی به زندگی ندارد ، در گروهی حمایتی با پسری به نام "منی" آشنا می شود که او نیز مانند وی بیماری لاعلاجی دارند و این دو عاشق هم می شوند و ...
داستان این فیلم دربارهی زندگی "تنهاجی مالوسار" میباشد، او یک رهبر نظامی قدرتمند بود که در قرن هفدهم در "ماهاراشتریان مراتی" زندگی میکرد، "تنهاجی" در تلاش است با رهبری گروهی از مبارزان حرفهای با ظلم و ستم مبارزه کند
لوسی ورسلی با هنرمند و دانشمند زوئی لاغلین همکاری میکند تا علم و تاریخ آتشبازی را کشف کند و با استفاده از یک دستورالعمل اصلی آتشبازی یکی از تماشاییترین آتشبازیهای دوران تودور را بازسازی کند...
مارک، یک تعقیب کننده طوفان نوپا 60 ساله که اخیراً به سرطان ریه مبتلا شده است، قبل از پایان فصل دو ماهه تعقیب و گریز طوفان، به همراه برادرزاده دوستش در سراسر غرب میانه به جستجوی اولین و احتمالا آخرین گردباد خود می رود.
ستارگان رسانه های اجتماعی پاریس هیلتون، جاش اوستروفسکی، بریتانی فورلان و کریل بیچوتسکی برای ساختن امپراتوری های آنلاین تلاش می کنند - و با مشکلات شهرت روبرو می شوند...
هری با پسرش به روستای کوچک هارماکتو نقل مکان می کند که اساساً فقط از یک کلیسا، یک گورستان و یک مدرسه و تا آنجا که چشم کار می کند برف تشکیل شده است. او مجبور می شود همسرش را ترک کند و مسیر جدیدی در زندگی پیدا کند...
مستندی درباره عواقب سونامی روز باکس در تایلند و تلاش های پزشکی قانونی بین المللی برای شناسایی و بازگرداندن هر قربانی به خانواده هایشان در سراسر جهان...
در سال 2123، بوداپست به شهری ویران و تهی از هرگونه حیات تبدیل شده بود. زوج جوانی که در این شهر ویرانه زندگی میکردند، هر روز برای تأمین غذا و بقای خود میجنگیدند.
آردا، اردم و فرات، گروهی از دوستان دوران کودکی، به زندگی خود در یک خانه ادامه میدهند، بدون اینکه گرههایشان قطع شود تا اینکه یک شب نوزادی جلوی در رها میشود...