2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 10 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
سر بچه ای به نام «کوین» (کالکین)، به دلیل شیطنت هایش، شب پیش از سفر خانواده اش برای تعطیلات کریسمس، تنبیه می شود تا در اتاق زیر شیروانی بخوابد، و او هم پیش از خواب آرزو می کند که تمام اعضای خانواده اش ناپدید شوند. صبح روز بعد، همه «کوین» را فراموش می کنند و به سفر می روند و وقتی متوجه نبود او می شوند که دیگر دیر شده است...
داستان این فیلم کمدی و مهیج دربارهی یک شب ویژه برای یک خانواده است. چارلز و لیندا که یک زوج ثروتمند هستند ، نزدیکترین دوستان و اعضای خانوادهی خود را برای صرف شام دعوت میکنند ، اما خیلی زود اتفاقاتی رخ میدهد که…
یک قایق بادبانی پس از یک طوفان غیر منتظره، خراب می شود. حال سرنشینان این قایق باید روزها در آبهای سرد دریای آتلانتیک سرگردان بمانند و در آنجا با گروهی کوسه مبارزه بکنند ...
داستان این فیلم دربارهی ساکنان یک شهر کوچک و منزوی است که با آلوده شدن آنها به صورت ناگهانی، همه چیز تغییر میکند و یکی یکی تبدیل به ماشین کشتار میشوند که …
هنگامی که "میراندا چستر" دو سال پیش برای یافتن اطلاعاتی درباره پدر بیولوژیکی خود اقدام کرد، هرگز تصور نمی کرد که تحقیقات وی او را به خانواده ای برساند که همیشه آرزوی آن را داشت ...
فیلم داستان دو دختر است که در زندگی اجتماعی خود بسیار بی دست و پا هستند. آنها یک شب تصمیم می گیرند برای تغییر این وضعیت کسالت آور داستان های ترسناک را مطالعه کنند. آنها به یک سایت اینترنتی مراجعه می کنند که عنوان می کند از طریق آن می توان با استفاده از تلفن های همراه خود مسائل ماوراء طبیعی را احضار کرد اما اگر در روند بازی مشکلی پیش آید و در بازی شکست بخورید زندگی و جان خود را از دست می دهید ...
«انجلی» (کاجول) در دوران کالج عاشق بهترین دوستش، راهول (شاهرخ خان) بود، اما راهول از ابتدا به «تینا» (رانی) علاقه داشت. سال ها بعد در حالی که تینا فوت کرده است، دختر هشت ساله اش قصد دارد انجلی و پدرش راهول را به هم برساند...
هنگامی که یک طراح بازی های ویدیویی در یک توطئه باج خواهی قرار می گیرد، حال باید با قاتلان قراردادی، مافیا روسی و پلیس های فاسد در دنیای عجیب و غریب لس آنجلس روبرو شود ...
ادی 83 ساله باور دارد که هیچوقت دیر نیست. او یک کیف اردویی قدیمی را بار میکند، زندگیاش را پشت سر میگذارد و سفری را آغاز میکند که قبلا هرگز نتوانسته بود. او از کوه با ابهت سولون در اسکاتلند بالا میرود و…
"جودی" و "پانچ" بازیگران عروسکی در یک شهر نزدیک دریا هستند که در کنار دختر نوزادشان، در تلاشند نمایش "ماریونت" خود را به تماشای عموم بگذارند. هنگامی که "پانچ" به طور اتفاقی کودک خود را در هنگام مصرف مشروبات الکلی به قتل می رساند، "جودی" را تا سر حد مرگ کتک می زند. "پانچ" به خیال اینکه "جودی" مرده او را رها می کند، اما "جودی" زنده می ماند و به دنبال انتقام است