همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
اعتراض دانشجویان ناشنوا در دانشگاه گالودت در سال ۱۹۸۸ منجر به انتصاب اولین رئیس ناشنوای این دانشگاه، دکتر آی. کینگ جردن، شد که رویدادی سرنوشتساز در تاریخ حقوق ناشنوایان بود.
هنگامی که پدر اولیویا، که یک مدلساز است، تصمیم به بازنشستگی از شرکت خانوادگیشان میگیرد، اولیویا خود را شایستهترین فرد برای جانشینی او میداند. با این حال، ورود سایمون با دیدگاههای وسیع و بلندپروازانهاش، نه تنها آرامش و ثبات زندگی اولیویا را به خطر میاندازد، بلکه موقعیت او به عنوان جانشین پدرش را نیز متزلزل میکند.
در شهر الد تاون، گروهی از دوستان کودکی که سالها پیش مرتکب قتل شدهاند، با سایهی سنگین راز خود در بزرگسالی روبرو میشوند. وقوع ناپدید شدنهای مرموز در شهر، وحشت پنهان گذشته را تهدید به آشکار شدن میکند.
سه محقق پدیدههای فراطبیعی در یک قبرستان گمشده، از جنایات یک پزشک قلابی به نام لیندا هازارد پرده برمیدارند که بیماران خود را با گرسنگی کشته است. در این مستند، ارواح قربانیان برای بازگو کردن سرنوشت خود حضور دارند.
النور (فیلدس)، جوان سرگردان مرموزی که با لباسی که به تن دارد و مقدار کمی پول به شهر ملبورن میآید، گذشتهای تلخ دارد و تمایلی به بازگویی آن ندارد. او در یک مهمانپذیر کهنه که هماتاقیاش، روی (کاکرین)، با کنایه آن را "هتل کالیفرنیا" میخواند، اقامت میکند. این مهمانپذیر در حاشیه پرآشوب شهر، یعنی جایی که النور به آنجا آمده، قرار دارد.
این اثر، ترسیمی فوری، بهجا و گیرا از گرتا گاربو، چهره افسانهای هالیوود است؛ شخصیتی که شهرت، گوشهگیری و احساس تنهاییاش همچنان برای ما جذاب و تأثیرگذار باقی مانده است.
جامعه کمدی پس از ده سال از مرگ جوآن ریورز، شوخیهای مشهور او را با نگاهی جدید و متناسب با شرایط کنونی بازآفرینی میکند و آثار خود را نیز به آن میافزاید.
پل ویلسون، کشاورزی در آیووا، پس از کشته شدن همسر و ربوده شدن دخترش در کانزاس سیتی، هویت پنهان خود به عنوان یک مزدور سابق را آشکار کرده و برای نجات فرزندش به آن شهر میرود.
بِیلی با برادرش هانتر و پدرشان باگ، که به تنهایی آنها را در یک خانهی اشغالی در شمال کنت بزرگ میکند، زندگی میکند. باگ زمان زیادی برای آنها نمیگذارد. بیلی به دنبال توجه و ماجراجویی در جای دیگری است.
هفت مرد توسط ربایندگان نقابدار اسیر شدهاند. با روشن شدن دلیل اسارت، آنها باید بین قربانی کردن یک نفر یا تلاش برای یافتن راهی دیگر برای نجات همگی، تصمیمی سرنوشتساز بگیرند.