با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
خانواده ای که در حومه ی شهر زندگی می کنند ، خانه شان توسط روح های سرگردان تسخیر شده است و آنها باید برای آزاد کردن روح فرزندشان که گرفتار طلسم شده است ، تلاش کنند. اما…
داستان عجیب، تکاندهنده و بسیار خندهدار از دو دوست که در سفری قهرمانانه به قطب شمال میروند تا متوجه شوند قبل از اینکه قهرمان شوند، ابتدا باید مرد شوند...
یک مرد عادی با زندگی خانوادگی و حرفه ای سختی دست و پنجه نرم می کند. او همچنین باید با مشکلاتی که برادر و خواهر آزاده روحش در شهر ایجاد می کنند، مقابله کند...
داستان حول محور یک معلم انگلیسی سرخورده و یک رقصنده سابق در ساحل غربی می چرخد که با غلبه بر تمام موانع زندگیشان عنوان بهترین رقصنده ها را به دست می آورند...
پنی چنری به ویرجینیا میرود تا یک مجتمع پرورش و نگه داری اسب که متعلق به پدرش است را اداره کند. کار و کسبی که در آستانه ی تعطیلی است و مدتها است که هیچ کدام از اسب ها نتوانسته اند قهرمان شوند. در این بین پنی با یک مربی کهنه کار به نام لوسین لاورین آشنا می شود و در این بین یک اسب فوق العاده را آماده می کنند که ارزشی میلیون دلاری پیدا می کند و میتواند عنوان قهرمانی را برای پنی و مربی کسب کند …
تروی، مرد جوانی که از غم از دست دادن همسرش رنج میبرد، از سوی خالهاش هیلدا خواسته میشود تا برای او یک ایوان بسازد. او به خانه خالهاش در یک شهرک بیابانی میرود، با مردم محلی رنگارنگ آنجا در ارتباط قرار میگیرد و سعی میکند با خودش کنار بیاید.
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
در حالیکه اقتصاد جهانی در آستانه فاجعهای بیسابقه قرار دارد، کارگزار جوانی از وال استریت با گوردن جکوِ کهنهکار اما بدنام همکار میشود تا ماموریت دوجانبهای را به سرانجام برسانند.آنها از یک سو میخواهند جامعه مالی را از سرنوشت شومی که در راه است مطلع سازند و از سوی دیگر به هویت کسی پیببرند که مسئول مرگ پیشکسوتِ سابقِ کارگزار جوان بوده است …
پترونل هکسلی، جادوگری که به نام هاگ بلک هو مور نیز شناخته می شود، پس از قرن ها برمی خیزد و خشم خود را بر گروهی از جوانان بی حواس که به خانه او حمله کرده اند خالی می کند ...
رها کردن خدا یک مونولوگ طنزآمیز از جولیا سوینی است که جستجوی او را برای خدا شرح می دهد. او در کلیسای کاتولیک شروع می کند ، مذهبی که خانواده اش او را در آن پرورش داده اند و در کلاس مقدس شرکت می کند. آنچه در آنجا می آموزد او را به سوالات جدیدی سوق می دهد و در جستجوی پاسخ به مدیتیشن می پردازد...
در دوران ادواردین، ماریان هانیچرچ و دو فرزند تازه به سن قانونیاش، لوسی و فردی هانیچرچ، خانوادهای بیخیال و اهل خوشگذرانی هستند که در خیابان سامر در شهر روستایی ساری زندگی میکنند.