با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
این فیلم، درامی است که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است. داستان، زندگی خانوادهی استیرن را در دوران جنگ جهانی دوم به تصویر میکشد؛ زمانی که آنان در ایالت ویسکانسین و در همسایگی یک اردوگاه اسرای جنگی نازی سکونت داشتند.
ریچارد هانی (روپرت پنری جونز) از آفریقا به لندن باز می گردد و ناامیدانه از پیش پا افتاده بودن زندگی قدیمی خود خسته می شود . زمانی که همسایه گوشهنشین هانی، اسکادر (ادی مارسان)، به آپارتمان او میرود و خود را عضو سرویس مخفی بریتانیا میداند، اوضاع تغییر میکند...
دان مککی، سرایدار دبیرستانی که پس از یک فاجعه شهر خود را ترک میکند، 25 سال بعد باز میگردد تا دوباره عاشقانهای را با شعله قدیمیاش که در حال مرگ است روشن کند، اما...
پس از رها شدن در محراب، جیسون از دختر رویاهای خود در فضای مجازی خواستگاری می کند. وقتی او برای عروسی آنها به لس آنجلس می رسد، معلوم می شود که کاملاً متفاوت از آنچه انتظار می رود است...
مرد جوانی پس از گذراندن دوران محکومیت در زندان به خانه برمیگردد و میبیند که شهرش تحت کنترل اراذل و اوباش محلی است. او برای به دست آوردن کنترل کامل شهری که احساس میکند حق اوست، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند.
داستان این فیلم که به ادعای سازندگان آن بر مبنای رویدادی واقعی ساخته شده، اوت ۱۹۸۶ (مرداد ۱۳۶۵) در دهکده ای کوچک در جنوب غربی ایران روی میدهد و مبنای فیلم کتابی به همین نام نوشته فریدون صاحب جمع است که سال ۱۹۹۴ منتشر شد. زنی به نام زهرا با بازی شهره آغداشلو پیش یک خبرنگار فرانسوی با نقش آفرینی جیم کاویزل که خودرو او هنگام عبور از روستا خراب شده می آید و برای او داستانی هولناک درباره خواهرزاده خود ثریا و از اتفاقی مرگبار که روی داده میگوید و …