در درون یک سفینه ی فضایی دو فضانورد در اتاقی از خواب بیدار می شوند، در حالی که هیچ چیز را به خاطر نمی آورند. آنها برای پیدا کردن آنچه رخ داده است شروع به جستجو در فضا پیما می کنند. کم کم آنها متوجه می شوند که باید اتفاق وحشتناکی رخ داده باشد زیرا جسدهایی متلاشی شده پیدا می کنند و متوجه می شوند که در سفینه تنها نیستند و موجودی ناشناس نیز با آنها همراه است...
دختری جوان با مهارت های بالا در هنرهای رزمی، برای فراهم کردن پول برای مادر مریضش، با گروه های خلافکاری که از قبل به خانواده آن ها بدهکارند درگیر می شود…
“جک” نام پسری است که در سردترین روز اسکاتلند در قرن ۱۹ چشم به جهان می گشاید اما به علت سرمای زیاد، قلبش را از کار می دهد و تنها مامایی که در آنجا حضور داشته قلب او را با ساعتی زنگدار و فاخته عوض می کند و این کار باعث می شود تا او به زندگی خود بتواند ادامه می دهد. جک تحت مراقبت “مادلین” زندگی می کند اما با مشکلاتی روبه رو می شود که…
ریچارد دین پس از اینکه یک فرد غیرمسلح را به قتل می رساند، مجبور می شود تا با پدر خشن مقتول مواجه شود اما در ادامه متوجه می شود فردی که کشته درگیر مسائلی به مراتب پیچیده تر بوده...
بوریس یک پیرمرد غرغروی نیویورکی تحصیل کرده و فیزیک خوانده است که دارای صراحت لهجه ی وحشتناکی است و مدام با فلسفه و سفسطه از همه چیز ایراد می گیرد. او پس از جدایی از همسرش، یک شب دختر نوجوانی را ملاقات می کند که از خانه فرار کرده و به نیویورک آمده است، به او اجازه میدهد تا در خانه اش زندگی کند. در طی همخانگی اشان، بوریس تجارب و نظریه هایش در مورد تمام مسائل زندگی را به دختر آموزش می دهد و بعد از مدتی با هم ازدواج می کنند...
دیوید که پدرش مرد ثروتمندی ست با دختری به نام کیتی آشنا می شود و به رغم مخالفت پدر که اعتقاد دارد، کیتی از جنس آنها نیست، با او ازدواج می کند. زندگی خوب و خوش پیش می رود تا اینکه کم کم دیوید رفتارهای غیرعادی ای از خودش بروز می دهد …
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین 5 جایزه و نامزد دریافت 26 جایزه دیگر.
در نوامبر ۱۹۳۷، بچه های دبیرستانی و ریچارد ساموئل مشتاقانه به نیویورک سفر می کنند. ریچارد در آنجا به طور اتفاقی با Gretta Adler آشنا می شود. دوستی آنها بر اساس عشق مشترک شروع می شود. اما ریچار وقتی که از کنار سینمای Mercury به طور اتفاقی رد می شده با Orson Welles آشنا می شود و به پیشنهاد بازیگری می دهد تا اینکه …
3 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 35 جایزه و نامزد دریافت 91 جایزه دیگر.
داستان درباه دختر ۱۶ ساله ای به نام «جنی» است که در حومه لندن - دهه ۱۹۶۰ زندگی میکند. در یک روز بارانی او با مردی که همسن پدرش است آشنا میشود و آن دو به هم دل می بندند...
ریزو (گارسیا) پدر یک خانواده چهار نفری است که از همسرش و یک پسر و دختر جوان تشکیل شده است. اعضای خانواده هر کدام برای خود رازی دارند. یک روز ریزو که نگهبان زندان است متهمی را برای تکمیل پروژه ناتمام حمام به منزل می آورد. حال اینکه متهم پسر ناخواسته وی است که سالها قبل با مادرش ارتباط داشته و سپس آنها را رها کرده بوده است. آشنایی این فرزند جدید با خانواده باعث می شود که او به رازهای جدیدی پی ببرد...
فیلم داستان یک بیوه فلسطینی است که پس از نقل مکان کردن وزیر دفاع جدید اسرائیل به همسایگی اش و تهدید نابودی باغ درختان لیموی او، مجبور به دفاع از درختانش می شود...
یک فیلم سیاه و سفید که بازگو کنندهی محیط اجتماعی شهر لندن می باشد و هستهی فیلم ۲ دوست جدید می باشند که دختر مورد علاقه شان را در خیال خود می پرورانند…