در سال 1940، دشمنان نازی با حفاری کانال انگلیس و کندن تخته سنگ ها خود را به وایت هال می رسانند و به بریتانیا حمله می کنند. در لندن، یک فراخوانی بزرگ برپا می شود که تمام ملت بریتانیا با هم متحد شوند و علیه اشغالگران به پا خیزند…
تام کاتلر پلیس سابق، صاحب یک شرکت کوچک و قانونی است که خدمات نظافت و تمیزکردن ساختمان ارائه می کند. تنها تفاوت کار او با بقیه شرکت ها، همکاری نزدیک با پلیس و در نتیجه گرفتن سفارش تمیز کردن محل وقوع جنایت هاست...
دکتر “هلاندر” خواهر زاده خود “میراندا” را به مکزیک می برد تا اثر DNA بیگانه ای که برای به وجود آوردن او استفاده کرده معکوس کند.اما پروسه درمان با اشکال مواجه شده و “میراندا” برای پیدا کردن یک دوست دست به قتلهای زیادی می زند و …
زمین که مشغول نبرد با حشرات فضایی است با بمب های جدید آنها غافلگیر شده است. ژنرال جان ریکو فرمانده لشگر مقاومت سیاره پی که در مرکز این جنگ است به دنبال راه حلی است. از طرفی حشرات توانسته اند حصار را بشکنند و وارد قلمرو انسانها شوند...
یک زن جوان بنام کریستینا بین مرگ و زندگی گیر افتاده است... و یک مامور تشییع جنازه که ظاهرا توانایی انتقال مردهها را دارد، او را برای رفتن به دنیای آخرت آماده می کند. اما از طرفی این احتمال وجود دارد که کریستینا هنوز زنده باشد و قصد مرد زنده به گور کردن او باشد.
«جان» و «جنیفر» که به تازگی ازدواج کرده اند، تصمیم میگیرند که سرپرستی یک سگ را بر عهده بگیرند. یک سگ سرکش و نافرمان، که درسهای بزرگی به این خانواده میدهد.
پیتکا ( میرز ) ، آمریکایی الاصلی است که خارج از کشورش و توسط معلمان مذهبی هندی تربیت شده است و حالا به کشورش برگشته است. اولین مسئله ای که باید آن را حل کند، مشکلات روابط عاطفی اش و متعاقبا مشکلات یک ستاره هاکی است که همسرش او را برای رسیدن به رقیب دیگری درست قبل از مسابقات قهرمانی NHL ترک کرده است...