زمان زیادی از وقتی که پدر روحانی شیطان را از بدن "نانسی" بیرون کرده می گذرد. اینک که او بزرگ شده شیاطین بازگشته و بدن او را بار دیگر به تسخیر در می آورند و...
لیوینگستون در تلاش است تا گنگستر های چینی، روسیه ای و ایتالیایی را در یک گروه با سرمایه عظیم پول و قدرت جمع کند. اما سوزان (مامور FBI) و مکس (مامور سازمان مبارزه با مواد مخدر) سعی می کنند تا جلویش را بگیرند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
سن فرانسيسکو، "سام بيسل" (لمون)، کارمند جزء حسابداري يک آژانس تبليغاتي که با همسر (پروواين) و دو دخترش زندگي ساده و خوشبختي دارد، ناچار مي شود نقش شوهر همسايه شان، "جانت" (اشنايدر) را بازي کند...
وقتی ساحر شرور "دامودار" گردبادی وحشتناک برای بدست آوردن گوی سیاه به وجود می آورد،نقشه ای شیطانی برای گرفتن انتقام از سرزمین "اسمیر" را آغاز می کند و...
میشل گوسن یک نوجوان 16-17 ساله اهل کالیفرنیا می باشد که عاشق موج سواری است. با این حال، پدر و مادرش، که دو جانور شناس هستند در استرالیا مشغول کار می باشند. اما میشل که نمی توانست با آنها برود، پیش عمویش ماند و...
"کلینت هالیستر" با کمک "مارشال جیک وید" از زندان موفق به فرار می شود."جیک" پس از اینکار او را ترک می کند اما مجبور می شود او را برای پیدا کردن گنجی که پیشتر مخفی کرده راهنمایی کند...
"دیوید" همسرش را از دست داده و به همراه پسرش "دیوی" زندگی می کند.آنها در مزرعه ای دورافتاده زندگی می کنند.او می خواهد پسرش طبق خواسته های همسر خود با تحصیلات خوب،یادگیری انجیل و آداب و رسوم مناسب بزرگ شود."ریچل" خدمتکاریست که به او فروخته می شود."دیوید" او تصمیم می گیرد با او ازدواج کند تا "دیوی" مادری برای خود داشته باشد و...
مستند تماشاچیان را به سفری هیجان انگیز به درون تعدادی از بزرگترین فیلمهای تاریخ سینما می برد. "اسلاوی ژیژک" که به عنوان مجری مستند ایفای نقش می کند، زبان پنهان سینما را کنکاش می کند و...
«دنی» به مدرسه شبانه روزی فرستاده می شود و با وجود سخت گیری های معلمان و مسئولان مدرسه رابطه ای را با یک دختر آفریقایی از مدرسه ای دخترانه آغاز می کند...
در حالی که هاوانا پر شده از زامبی هایی که گوشت انسان می خورند، رسانه های کشور خبر می دهند که این ماجرا توطئه ای است که توسط ایالات متحده آمریکا برای کوبا چیده شده. وحشت همه جا را فرا می گیرد، تا اینکه «خوآن» راه حلی پیدا می کند. او می فهمد که می تواند این مرده های متحرک را با از بین بردن مغزشان بکشد...
در حین خرید برای کریسمس، «فرانک» (دنیرو) و «مالی» (استریپ) به هم علاقه مند می شوند. این برخورد کوتاه شروعی است برای تغییر بزرگی در زندگی هردوی آن ها...