همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
سه رقصنده که یک دختر جوان را گروگان گرفته اند، با پیرمردی فلج مواجه می شوند که با دو پسرش در بیابان زندگی می کند. بعد از اینکه متوجه شد او مقداری پول نقد در اطراف خود پنهان کرده وسوسه می شود و...
تعدادی مرگ وحشتناک بر اثر خفگی ، باعث می شود که "نایلند اسمیت" از پلیس لندن درباره زنده بودن " فو مانچو شرور" احساس خطر کنند ؛ با وجود اینکه اسمیت خود شاهد اعدام او بود ...
سربازی از جنگ به خانه بازمی گردد . برادرش بی خبر از او ، تبدیل به "بلک جک" هفت تیرکشی بدنام شده که زورگویان منطقه را شکست می دهد . او می پذیرد برای "بلک جک" تله گذاشته و او را به قتل برساند . اما زمانی متوجه می شود او واقعا کیست که دیگر دیر شده است . به آتش انتقام در قلبش او علیه کارفرمایانش شورش می کند ...
برادرزاده یک میلیونر کشته شده تصمیم می گیرد قاتل عمویش را ردیابی کند. او در حالی که سعی می کند به دایره درونی جنایتکار شوم "لاک پشت" نفوذ کند، با خطرات جانی بسیاری روبرو می شود...
در سال ۱۷۸۹، در جریان انقلاب فرانسه، راهزنی به نام «لاله سیاه» از ثروتمندان دزدی می کند و به فقرا کمک می کند . او خود را یک انقلابی معرفی می کند، اما در واقع یک اشرافزاده است که نقش یک انقلابی را بازی می کند . او در یکی از سرقتهایش، با پلیس درگیر شده و مجروح می شود ...
نازی ها، یک ژنرال ایتالیایی که تصمیم به تغییر جبهه به سمت متفقین را داشته، دست گیر میکنند. متفقین، گروه کوچکی از سربازان را برای نجات ژنرال و نقشه هایش از زندان، میفرستد..
طنز جاسوسی در دوران جنگ سرد. پس از مرگ یک سازنده تسلیحات، گروهی بینالمللی از جاسوسان برای به دست آوردن پتنتهای نظامی ارزشمندی که توسط بیوه دوستداشتنی به ارث رسیده است، وارد نبردی پرمخاطره میشوند...
یک گروه یاکوزا، ماساژور نابینا، زاتویچی را پس از شکست دادن گروه آنها در یک مسابقه کشتی، هدف قرار می دهد. در همین حین عشق از دست رفته زاتویچی به زندگی او باز می گردد...
رئیس باند تبهکاران هنگام مرگ، رفیق قدیمی ش فرناند را به عنوان جانشین خود معرفی میکند، اما معاونان او تلاش میکنند تا از شر فرناند خلاص شوند. اما آیا واقعا خطری از سوی برادران ولفانی و تئو او را تهدید میکند؟کشمکش ها و تیراندازی های میان آنها صحنه های خنده داری را بوجود میآورد...