همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
اولریک پس از 12 سال به جرم قتل از زندان آزاد شد. او یک اتاق و شغل مکانیکی پیدا می کند و با گروه قدیمی خود ارتباط برقرار می کند. پسرش او را به عنوان عموی نامزد باردارش معرفی می کند...
وقتی دو دختر آمریکایی که برای دوچرخه سواری به منطقه ای دور افتاده در آرژانتین می روند،از هم جدا شده و یکی از آنها گم می شود.دختر دیگر باید قبل از وخیم شدن شرایط دوستش را پیدا کند…
یک خلافکار سابق که قصد داشت از خلافکاری دست بکشد و زندگی سالمی را در پیش بگیرد، توسط یک نزولخور حیلهگر مجبور میشود تا برای آخرین بار در یک سرقت بزرگ شرکت کند و همین موضوع تمام برنامههای او را به هم میریزد.
یک پزشک سازمان جهانی بهداشت در حال بررسی یک شیوع ناگهانی درایالت واشینگتن است ، و بیشتر تشخیص می دهد که شیوع این بیماری به یک عملیات نظامی مخفی مرتبط است...
یک قاتل حرفهای، پیگیر یک رقاصه خارجی میشود که پس از اینکه به طور تصادفی در یک معامله مواد مخدری ناموفق شرکت کرده و دوست پسرش او را در کنار جاده رها کرده...
در حالی که الی با دوستانش فارغ التحصیلی خود را جشن می گیرد، آنها تصویری از یک کودک گم شده را روی یک جعبه شیر می بینند که بسیار شبیه او است. تماس با شماره به عنوان یک شوخی، زنجیره کابوسواری از رویدادها را آشکار میکند....
(آر) مخفف "رون" است . او به جرم حمله ، در زندان به سر می برد . او مردی از خود راضی و خوش چهره است که در قسمت خشن به سر می برد . او برای زنده ماندن در آن بخش مجبور است به سرعت قوانین و تعلقات زندانیان را یاد بگیرد."آر" همچنین مخفف "رشید" زندانی مسلمانی است که با او دوست می شود و...
داستان درباره دو کهنه سرباز میباشد که از جنگ عراق بازگشته اند و با میدان جنگی محله شان مواجه شده اند. با درگیر شدن خانواده آن ها در یک شبکه از فساد و جرم، زندگی این دو نفر به یکدیگر گره می خورد...
یک تفنگدار دریایی سابق پس از بازگشت از عراق به شهر زادگاهش، به یک زن ۲۰ ساله که در آستانهی زندان است، کمک میکند تا برای اردوگاه آموزشی ارتش آماده شود...