با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
وقتی پدر و مادر ساوا به تعطیلات میروند، پسر نوجوانشان را به دست معلم زن چهل سالهاش میسپارند که از این کار استقبال میکند. این دو به سرعت به یکدیگر...
در سال 1905، برونو ریدل، حوزوی فرانسوی به جرم قتل یک کودک مجرم شناخته شد. به درخواست پزشکانی که او را مشاهده می کنند او خاطرات خود را می نویسد تا عمل خود را توضیح دهد...
داستان فیلم بر اساس زندگی یک نابغه مشهور ریاضی بنام "شاکونتالا دوی" است. او به دلیل استعداد و مهارت فوق العاده ای که در زمینه حل مسائل پیچیده ریاضی بدون هیچگونه کمک ماشینی داشت به “کامپیوتر انسانی” ملقب شد و ....
یک زن بیوه به نام بئاتریس با خانواده اش زندگی می کند. هنگامی که او با مختار، معلمی که به طور غیرقانونی به اروپا فرار کرده بود، آشنا می شود، زندگی و اعتقاداتش رو به ویرانی می رود...
پس از وقوع یک سانحه و از دست دادن حافظهاش، الکس لوئیس به برادر دوقلوی خود، مارکوس، اتکا میکند تا او را از گذشتهاش آگاه کند. اما در این میان، پرده از رازی هولناک از دوران کودکیشان که مارکوس پنهان کرده بود، برداشته میشود.
پائولا هرناندز، کارگردان آرژانتینی، با ردیابی سفرهای پشت سر هم یک مادر و دختر در زمینهای احساسی پر مشغله، راههایی را بررسی میکند که وقتی فشارهای خانوادگی زنان را به محدودیتهایشان میرساند، میل و انتظارات با هم برخورد میکنند...
مارینا، دختری از یک شهر کوچک، به امید ایجاد تغییر در زندگی خود، عازم سفری برای شرکت در یک رویداد مربیگری زندگی میشود. اما یک تأخیر غیرمنتظره در فرودگاه سنپترزبورگ، او را وارد یک گردش کمیک و خندهدار ۲۴ ساعته میکند، سفری که شاید در نهایت کلید خوشبختیاش را به او بدهد.
هنگامی که یک طراح ویترین فروشگاه بزرگ بوستون به شهر کانکتیکات خانواده اش سفر می کند تا به طراحی رقص شب کریسمس جشنواره دانه های برف سالانه خود کمک کند، جرقه ها به پرواز در می آیند و باید با نوه سرسخت اما فداکار بنیانگذاران جشنواره کار کنند.
زندگی لورا، یک مدیر فروش ساده، زمانی تغییر می کند که او به سیسیل سفر می کند اما توسط ماسیمو، یکی از اعضای مافیا ربوده می شود. ماسیمو او را به مدت 365 روز گروگان نگه می دارد تا او را عاشق خود کند...