با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
اوندینا، زنی جوان، شاد و تابناک است. او با آلکسیا زندگی میکند و آنها عاشق یکدیگر هستند. عشقشان پرشور و صمیمی است. اما روزی آلکسیا به یونان، سرزمین مادریاش، سفر میکند و دیگر باز نمیگردد.
داستان این فیلم در تابستان گرم سال 1990 در آلمان شرقی سابق اتفاق میافتد و داستان زن جوانی را دنبال میکند که با یک کشاورز کاریزماتیک که دو برابر او سن دارد، رابطه برقرار میکند...
سادی که به عنوان یک مربی تناسب اندام و یک حلقه فحشا با لیست مشتری زندگی می کند، یک انعام ناشناس دریافت می کند و بلافاصله پس از حمله مقامات به استودیوی او، تنها با یک سوال: دقیقا چه کسی در لیست مشتریان بود؟ مواجه می شود ...
داستان پابلو و گوئرو، کلاهبردارانی که از یک واعظ سابقهدار به نام «ویلی دلارز» سوءاستفاده میکنند تا یک نمایش مذهبی موفق راه بیندازند. با این حال، نقشه آنها توجه رئیس مافیا، چاتو، را جلب میکند که از پابلو میخواهد دختر بیمارش را درمان کند.
چهار روز قبل از کریسمس، الیزابت یک پیام صوتی از یک شماره ناشناس دریافت می کند که او آن را نمی شناسد. در این پیام، صدای مردی که او را نمی شناسد، آخرین التماس را به عشق زندگی اش برای شانس دوباره می کند....
داستان درباره یک کشتیگیر جوان است که درگیر احساسات پیچیدهای میشود. از یک سو، او به همکلاسیاش علاقهمند شده و از سوی دیگر، توسط موجودی ترسناک تعقیب میشود. در این میان، فشارهای خانواده و تلاش برای حفظ وجهه آنها نیز بر او سنگینی میکند.
داستان یک نوازنده کلوپ شبانه کوییر از جنوب آسیا که زندگی دوگانهای دارد و یک پدر جوان و مجرد که به عنوان مکانیک کار میکند. وقتی آنها با هم آشنا میشوند، جستجویی برای هویت در آنها جرقه میزند.
وقتی شوهر یک مدیر تبلیغاتی پیشنهاد میدهد که یک فرد سوم در تخت خواب آنها حضور پیدا کند تا ازدواجشان را تنوع ببخشد، او مربی زنانه خود را دعوت میکند، که معلوم میشود که قصد انتقام دارد...
«این دنیا میدان من است» داستان جورج بالتا، بازیکن راگبی که در یک حادثه فلج شده است، را روایت میکند که خود را به عنوان یک دونده ماراتن ویلچری و سخنران انگیزشی بازسازی میکند.
فاطمه زهرا و پسرش سلیم، در فرار از رسواییها، زندگی ناآرامی دارند. کشف حقیقت گذشته، فاطمه زهرا را به دنبال شروعی تازه در طنجه میکشاند. اما این شروع تازه، رابطه پرتنش مادر و پسر را به چالش میکشد...
سارول که دختری درسخوان است، به جای هماتاقیاش در مغازه لوازم ج.ن.س.ی کاتیا کار میکند. کاتیا به او نشان میدهد که زندگی فراتر از درس است و س.ک.س میتواند تجربهای مثبت و توانمندکننده باشد.