همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
زنی مرموز که به طور مکرر در حیاط جلویی یک خانواده ظاهر میشود، اغلب هشدارهای سرد یا پیامهای آزاردهندهای را میدهد و ساکنان را به پرسش درباره هویت، انگیزهها و خطر احتمالی او وامیدارد.
داستان سه دوست را دنبال میکند که کشف میکنند با عطسهای ساده میتوانند ۲۰ سال به عقب یا جلو در زمان سفر کنند. اما آیندهای که به آن میرسند به خوبی چیزی نیست که انتظار داشتند و مجبور میشوند مسئولیت نجات جهان را بر عهده بگیرند.
در سرزمینی که بیعدالتی در آن ریشه دوانده، جوانی آتشینمزاج در برابر شبکهای نیرومند از فساد قد علم میکند و برای احقاق حقوق مردم عادی به مبارزه با وضع موجود برمیخیزد.
انریک مارکو، یک سندیکالیست اسپانیایی، به دروغ ادعا میکرد که از اردوگاههای کار اجباری نازیها جان سالم به در برده است. او حتی به عنوان رئیس یک گروه از بازماندگان هولوکاست فعالیت میکرد. این فیلم به برملا کردن دروغ او میپردازد.
آلما، زنی تنها در خانهای مجلل، و مینا، مادری مجرد از یک محله کمدرآمد در شهری دیگر، زندگی خود را بر محور ملاقاتهای زندان با همسرانشان چرخاندهاند. آشنایی این دو زن در اتاق انتظار خارج از بخش ملاقات، سرآغاز...
درام موزیکال در مورد زنی که از شوهرش می خواهد به عنوان هدیه تولد به او کمک کند تا معشوق دوران کودکی خود را پیدا کند. با وجود بی میلی، تنها انتخاب شوهرش این است که با او به این سفر برود...
داستان درباره دو دوست دوران کودکی است که به دلیل حادثهای با هم دشمن میشوند. این دشمنی تا بزرگسالی ادامه پیدا میکند، اما با ورودشان به یک دانشکده پزشکی، تصمیم میگیرند آشتی کنند و رابطهشان به تدریج به دوستی عمیقی تبدیل میشود.
بیماران دکتر ناوبرگر به زودی متوجه میشوند که او بدترین روانپزشک دنیاست. اما آشنایی او با گرگ، دانشجوی روانشناسی، به یک سفر خندهدار و پرتحول برای هر دوی آنها منجر میشود.
"بو" که کارش وصول بدهی است، پس از وصول بدهی از دختری زیبا، در نگرش خود به زندگی و کارش تجدید نظر میکند. این اتفاق نقطهعطفی در زندگی اوست که باعث میشود به ماهیت واقعی کارش و تأثیر آن بر دیگران عمیقتر بیندیشد.
«دختر سیاه»، زندانی لال و ناشنوا است. نگهبان زندان، دنگ هونگ، «روباه سفید» (زندانی آشنا به زبان اشاره) را برای کمک به اصلاح او به کار میگیرد. پس از آزادی، «دختر سیاه» و «روباه سفید» با هم پول درآورده و بیرون از زندان با دنگ ملاقات میکنند.
بن مونرو، یک روانشناس اجتماعی آمریکایی، برای بررسی یک فرقه محلی که با یک اتفاق هولناک مرتبط است، به منطقه ای سفر می کند. در همین حال، دخترش با پسری مرموز در آن منطقه آشنا می شود و درگیر ماجراهایی می شود.
خواهر و برادری به نامهای لیزا و دانیل، در حالی که خود را برای شرکت در مسابقه دوچرخهسواری واتِرنروندان آماده میکنند، با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکنند. این چالشها شامل مسیرهای انحرافی، روابط عاشقانه قدیمی و همچنین مشکلات زناشویی است که اراده و پایداری آنها را به محک میگذارد.
دانشجویی که در یک حلقه زمانی گیر افتاده و مدام دوشنبه اول آوریل را تکرار میکند، سعی دارد با تصحیح اشتباهاتش قلب دختری را به دست آورد، اما در نهایت اوضاع را بدتر میکند.
این داستان درباره کیم دهگون است؛ جوانی کرهای که پس از تعمید توسط یک کشیش فرانسوی، برای تحصیل در رشته الهیات برگزیده میشود. او به همراه دو نفر دیگر راهی ماکائو میشود تا به عنوان اولین کشیش متولد کره به مقام روحانیت برسد.
یک نوجوان اسکیتباز، که از یک فاجعه خانوادگی آسیب دیده، برای کسب درآمد نقشهای میکشد. اما این نقشه او را وارد ماجرایی بسیار بزرگتر از حد انتظارش میکند. فقط مادر و دوستدختر سابقش میتوانند او را از سرنوشتی وحشتناک نجات دهند.
در یک مهمانی باشکوه، جارد برنامههای خود را برای تبدیل منطقه هنری به یک شهر هوشمند مطرح میکند. اما این ایده با مخالفت شدید برادرش و کمیسر هنری روبرو میشود. در این میان، یک شعبدهباز اسرارآمیز با هنر خود، گذشته و آینده این منطقه را پیش چشمان آنها به تصویر میکشد.