با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
"کنت موفات" یکی از مقامات دولتی عاشق بازیگری به نام "نانا" می شود.او تبدیل به معشوقه او شده و در آپارتمانش زندگی می کند.اما در عوض کشیدن خود بالا او "کنت" را به پائین می کشد و در نهایت زندگی هر دویشان را نابود می کند...
داستان دو بیمار مبتلا به بیماری لاعلاج که در بیمارستان در آرزوی رهایی از وضعیت ناگوار خود هستند. آنها با دوستان خود پیوندی را ایجاد می کنند که بتوانند فرار کنند...
یک زن جوان در زمانی که دنیا به پایان خود رسیده و خانواده اش و اکثر انسان ها بر اثر بیماری مرده اند به مسافری تنها برمیخورد که به او وعده زندگی بهتر در جایی دیگر میدهد حال این زن باید تصمیم بگیرد که خطر اعتماد را بپذیرد و به همراه او برود....
آلیس بیخبر به خانه برادرش ایتان که سالها از او دور بوده و با هم غریبه میباشند میرود ، نامزد ایتان دختری مشکوک و عجیب است و آلیس هم دختر متوهمی است و ...
بلک ردینگ در یک اردوگاه زیرزمینی مخفی به دام افتاده است و قصد دارد از عشقش محافظت کند، بنابراین تنها کاری که باید انجام دهد این است که فرار کند کاری که هیچ کس تاکنون در آن اردوگاه انجام نداده است...
زمانی که یک تمدن جایگزین دیگری میشود، دوره ای جدید آغاز خواهد شد که تمامی اسطوره و جنگجویان دوره قبل را از بین خواهد برد. یک سرباز به نام لوتور درگیر جنگ میشود تا خانواده اش را نجات دهد او با شخص دیگری به نام ویزل دشمن هست و هرکدام به خداهای متفاوتی دعا میکنند اما در این راه باید در کنار هم در مقابل وحشی ها و دیگر تهدید های موجود بجنگند و...
داستان یک نویسنده بی تأثیر که توسط همسر و دوستانش به تعطیلات آخر هفته می رود. اما در آنجا یک راز پر آشوب و وسواس خطرناکی را کشف می کند که می تواند مسیر زندگی او را به طرق شدید و شگفت انگیز تغییر دهد...
برنده 2 جایزه ساعات پربیننده همچنین دریافت 2 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
داستان مددکاری به نام جک پالمر که شغل بر زندگی شخصی او مقدم بوده است. عمدتا، کار او کمک به چهار مرد دارای مشکل روانی است که زندگی منظمی در یک خانه داشته باشند...
هنگامی که یک مرد بیکار در دیترویت به دلیل جنایتی که مرتکب نشده است دستگیر می شود، سه فرزندش مصمم هستند که او را به موقع برای کریسمس از زندان آزاد کنند. بنابراین تصمیم می گیرند از "قدرتمندترین مرد جهان" کمک بگیرند...
در یک کلبه در جبهه جنگ جهانی دوم، یک مادر آلمانی با پسرش میان 3 سرباز آلمانی و 3 سرباز آمریکایی میانجی گری انجام می دهد تا همه آنها بتوانند شب کریسمس 1944 را با هم جشن بگیرند...
جرنی و پدربزرگش "مارکوس" مجبورند با واکنش های یکدیگر در مورد از دست دادن کنار بیایند، هنگامیکه مادر جرنی، مین، تصمیم می گیرد او و خواهرش گربه را ترک کند تا مادربزرگ و مادربزرگشان از آنها مراقبت کنند...