همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
زندگی، لوک ولف، یک کهنه سرباز جنگ را به زادگاهش، جایی که خواهرش مبتلا به سندرم داون است، بازمیگرداند. اوضاع فرق کرده، یا شاید فقط او حالا فرق کرده است. لوک پس از سالها فرار از مشکلاتش، باید با هیولاهایش روبرو شود.
الکس، در اواسط سی سالگی، شخصیتی کاملاً عصبی دارد. وقتی مادرش به دلیل سکته مغزی در بیمارستان بستری میشود، زندگی پسر دلسوزش از مسیر خود خارج میشود. در بیمارستان، او خود را در یک باغ وحش انسانیِ مضحک و پر از شخصیتهای غیرمنتظره و رویدادهای شگفتانگیز مییابد.
وقتی ترنس، سرباز عملیات ویژه، برای ساختن یک زندگی بهتر برای خود و نامزدش آلیس، تحت آزمایشی قرار میگیرد، بازگشت او به خانه با فاجعه همراه میشود، زیرا مصرف داروهایش را متوقف کرده و به جنونی وحشیانه فرو میرود.
پس از فوت پدر و به جا ماندن مبلغ قابل توجهی پول در بانک، دو خواهر تصمیم میگیرند اختلافات خود را کنار بگذارند. آنها با هم متحد میشوند تا با قانون شریعت مقابله کنند، قانونی که به برادرشان اجازه میدهد دو برابر سهم آنها از ارث را تصاحب کند.
ژان، دختر یتیم پانزدهساله، از نزدیک شاهد فیلمبرداری اقتباس سینمایی قصهی پریان «ملکه برفی» میشود. او شیفتهی بازیگر نقش اصلی، یعنی کریستینا، میگردد؛ بازیگری که درست مثل شخصیتی که ایفا میکند، مرموز و اغواگر است.
النا، کارگردان تئاتر، در سن ۳۲ سالگی متوجه میشود که نمیتواند به طور طبیعی باردار شود. او که در تلاش برای درمان است و نمیتواند همسرش لئون را متقاعد کند که در بلغارستان با او بماند، یک برنامه تئاتر برای کودکان یتیم راهاندازی میکند.
داستان درباره دو برادر دوقلوی همسان با ارزشهای متضاد است که در مسیر پرپیچوخم زندگی، پس از عبور از دنیای جرم و جنایت، با مفاهیمی چون خیانت و رستگاری مواجه شده و سرشت عمیق انسان را آشکار میسازند.
الا در ۲۶ سالگی میخواهد از مادر یونانی سلطهگر و زندگی بیحاصلش فرار کند. وقتی مادرش میمیرد اما به صورت روح برمیگردد، الا احساس میکند که در دام افتاده است تا اینکه نیک، عشق سابقش، دوباره ظاهر میشود و امیدی برای عشق و استقلال در او زنده میشود.
مردی انگلیسی برای دیدار مجدد با برادر گوشهنشین و از خود راندهاش، راهی جنگلهای شمال انگلستان میشود. گذشته پیچیده و دگرگونشده آنها، که متأثر از اتفاقات مهمی در دهههای پیش بوده، انگیزه این سفر است.
یک خواننده و ترانهسرای منزوی، وقتی که اتفاقی با یک دانشجوی پرستاری خجالتی آشنا میشود و این اتفاق الهامبخش آنها برای خلق یک آهنگ متحولکنندهی زندگیشان میشود، صدای خود را دوباره کشف میکند و درهایی را به روی آنها میگشاید که هرگز تصورش را هم نمیکردند.
داستان دربارهی زنی در دههی هشتاد زندگی است که پس از ورود به مرکز مراقبت سالمندان، تلاش میکند با تضادهای درونی و روابطش کنار بیاید؛ این درگیریها با کاهش حافظه و تغییر هویت سنیاش پیچیدهتر میشود.
یک معلم مدرسهی فلسطینی درگیر کشمکشی درونی است؛ او باید میان تعهد خطرناکش به مقاومت سیاسی، حمایت عاطفی از یکی از شاگردانش و فرصت ایجاد یک رابطه جدید با یک مددکار داوطلب، توازن برقرار کند.
هارو تنوجی و مانابو تایرا برای کسب یک تریلیون دلار، این بار به سراغ توسعه اولین مجموعه تفریحی کازینو در ژاپن میروند. سؤال اینجاست که آیا استراتژیهای غیرقابل پیشبینی و بلوف زدن آنها، این هدف بزرگ را محقق خواهد کرد؟