با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
سه روز بعد از ترک کریستین، آنا کارش را در انتشارات مستقل سیاتل (SIP) به عنوان دستیار شخصی جک هاید شروع میکند. او احساس خوبی درباره جک ندارد. کریستین به او ایمیل میدهد تا او را به نمایشگاه گالری دوستش، خوزه رودریگز، در پورتلند ببرد. این دو باهم به نمایشگاه میروند و آشتی میکنند. کریستین عکسهای خوزه از آنا را میخرد؛ زیرا نمیخواهد افراد دیگر این عکسها را در خانهشان داشته باشند...
فرانک فینیکس پنج سال پیش از شرکتی دزدی میکند و توسط اعضای گروه خود لو میرود و به قتل میرسد. طلای دزدیده شده هرگز پیدا نمیشود و اکنون کسی در پی انتقامگیری است.
فرن نوجوان پس از یتیم شدن، برای فرار از سرنوشت مادرش و سازمان حمایت از کودکان، تصمیم میگیرد زندگی جدیدی را برای خود بسازد. او کتابی پیدا میکند که در آن راه های میلیونر شدن از طریق پس انداز کردن را توضیح داده است، و تصمیم میگیرد طبق آن عمل کند.
جیک و ماتی دو غریبه در پورتو هستند که زمانی ارتباط کوتاهی با هم داشتند. هنوز رازهایی درباره لحظاتی که با هم داشتند وجود دارد و در جستجوی خاطرات، عمق یک شب را بدون محدودیت عواقب زمان دوباره تجربه می کنند...
"پیتر" در پی مرگ ناگهانی مادربزرگ اش، مجبور میشود به زادگاه خود بازگردد. در آنجا او با دوست دوران کودکی اش "دونالد" برخورد میکند و این ملاقات، موجب میشود آنها باهم به یک سفر جاده ای بروند و...
کمدین اهل بلژیک با وجود خستگی مفرط، ناچار است در تور آتی خود روی صحنه برود. در این میان، رالف به انسانی پُر از شک و دودلی تبدیل میشود و در مورد ارزش و اهمیت زندگی به تردید میافتد.
یک زن خانه دار جوان خود را در یک ازدواج بدون عشق در شهری کوچک در دریای خزر می بیند. وقتی شوهر بیرحمش از یک سفر ماهیگیری غیرقانونی برنمیگردد و او میفهمد باردار است، خود را پر از احساسات مختلف میبیند...
12 روز قبل از کریسمس، کیت در تلاش است تا فروش یک مسافرخانه تاریخی را ببندد، اما دنیل، روح مردی که یک قرن پیش مرده است را پیدا می کند، و او به کمک او نیاز دارد تا رمز و راز تعطیلات سالانه اش را کشف کند...
پدری که با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکند و به عنوان پزشک کار میکند، تصمیم میگیرد برای نجات دخترش از تأثیر مخرب دوست پسر فروشنده مواد مخدر او، دست به اقدامات شدید بزند.
پس از اینکه رئیس آنها بی جان کشف شد، کارمندان متوجه می شوند که شرکت ورشکست شده است. نیروی کار سالخورده هیچ چشم انداز شغلی یا صندوق بازنشستگی ندارند و در همه این هرج و مرج، موافقت می کنند که خود را در محل کار خود حبس کنند...