همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
دو کارمند سوپرمارکت که از مناطق مختلف آمدهاند، به طور اتفاقی با هم آشنا میشوند و به دلیل تعطیلی ناگهانی فروشگاه جدید، آخر هفته را در کنار هم میگذرانند.
در دهه 1930 در اوکلاهما، در میان طوفانهای گرد و غبار وحشتناکی که منطقه را فرا گرفته بود، زنی به شدت معتقد بود که یک نیروی شیطانی خانوادهاش را تهدید میکند.
کشیش دیوید هیل در شرایطی که جامعه با مشکلات سیاسی و اعتقادی دست و پنجه نرم میکند، تصمیم میگیرد وارد عرصه سیاست شود. رقابت او با پیتر کین که خواهان حذف دین از سیاست است، به یک نماد امید برای افرادی تبدیل میشود که به دنبال رهبری اخلاقی هستند.
فرانک مولینا، روزنامهنگاری که پس از فروپاشی حرفهاش به صورت ناشناس مخفی شده بود، با پیدا شدن چشمان بریده شده و یادداشتی خونین در پناهگاهش، آرامش خود را از دست میدهد. با افزایش تعداد قربانیان، او مجبور میشود برای افشای هویت قاتل، با آسیبهای روانی گذشته خود روبرو شود.
یک خواننده پاپ سابق برای بازسازی یک هتل قدیمی و ویرانه به شهر کودکیاش برمیگردد. این هتل که زمانی بسیار مجلل بوده، نشانههایی از تاریخچهای دارد که تحت سلطه آمریکا بوده است.
پس از مرگ پدر خانواده، زندگی ناپایدار مادر و دختر از هم میپاشد. آنها باید قدرت را در یکدیگر بیابند تا بتوانند از نیروهای شیطانی که تهدید میکنند آنها را ببلعند جان سالم به در ببرند.
پیرمردی بدخلق و بیمیل، راهی اسپانیا میشود تا آخرین بار دوست قدیمیاش را که در آستانه مرگ است ملاقات کند. همسر او که به آلزایمر مبتلاست نیز او را همراهی میکند. در طول سفر، این پیرمرد سخت دل، آرامآرام نرمتر میشود و عشق را دوباره در زندگیاش پیدا میکند.
ملیسا، یک مامور زندان، به کورسیکا میرود و در زندانی متفاوت مشغول به کار میشود. او با زندانی جوانی به نام ساوریو دوست میشود. پس از آزادی ساوریو، او از ملیسا کمک میخواهد.
"شهر رویاها" داستان واقعی پسری مکزیکی را روایت میکند که آرزوی تبدیل شدن به یک ستاره فوتبال را در سر میپروراند. اما این رویاها زمانی نقش بر آب میشوند که او به صورت قاچاق از مرز عبور کرده و در مرکز شهر لس آنجلس به یک کارگاه تولیدی فروخته میشود.
داستان در مورد یک کارآگاه خصوصی خارجی است که برای حل معمای مرگ مشکوک یکی از اعضای یک خانوادهی ثروتمند و قدرتمند در جزیرهی کرت یونان به آنجا میرود. وجود حسادتهای شدید در میان اعضای این خانواده، کار کارآگاه را بسیار سخت میکند.
ریکی هلر، ستاره راک آمریکایی، پس از مرگ پسرش به شهر زادگاه خود بازمیگردد. او با تایلر، جوان مشکلداری که زمانی بهترین دوست پسرش بود، آشنا میشود. ریکی و تایلر با وجود شروع دشوار، دوستی برقرار میکنند که به هر دو آنها در بهبود دردهای عمیق خود کمک میکند.
تیمی از بومیان آمریکا که در نیومکزیکو به بسکتبال میپردازند، پس از از دست دادن بهترین بازیکن خود، باید با هم متحد شوند تا بتوانند به رقابت برای قهرمانی ایالتی ادامه دهند.
داستان دو نفر است: فرانک که زندگیاش رو به تباهی است و مَلی که عمر کوتاهی دارد. این دو نفر در شرایطی سخت و تلخ با هم آشنا میشوند و عاشق یکدیگر میشوند.