همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
این داستان، زندگی یک مرد جوان الجزایری از خانوادهای ثروتمند را روایت میکند. او پس از اینکه به دلیل رفتارهای مستبدانه پدرش، به تدریج از او دور میشود، دچار فروپاشی درونی میگردد.
در سال ۱۹۵۸ و در دوران جنگ سرد، دو دانشمند با دو ایدئولوژی و دو جهانبینی متفاوت، در انستیتوی علمی وینچا واقع در نزدیکی بلگراد، رقابتی را برای بقا آغاز کردند.
یک فعال سیاسی سابق که سالهاست فراری است، در حالی که به عنوان بارمن کار میکند، با گذشتهاش روبهرو میشود؛ زمانی که یک فرد ناشناس و مسلح برای انتقامجویی به سراغ او میآید.
هنگامی که هنری گیومومه، بهترین خلبان شرکت ایرمیل، در رشتهکوههای آند گم میشود، صمیمیترین دوستش، آنتوان دو سنت اگزوپری، با وجود تمام موانع و دشواریها، عزم میکند تا به دنبال او بگردد.
کاتیا، یک محقق ۳۵ ساله در یک شرکت تولید فیلم مستند، رابطهای پرفراز و نشیب با دوستپسرش، فرد، دارد. او با مشارکت در یک پروژه جدید، سرانجام تفاوتهای خود را به زبان میآورد و این آشکارسازی زندگی آنها را زیر و رو میکند.
این فیلم داستان سه دوست صمیمی را روایت میکند که از حومه پاریس به یک استراحتگاه در کارائیب سفر میکنند. در این سفر، آنها درگیر قاچاق مواد مخدر میشوند. پس از مدتی، یکی از آنها در مسیر بازگشت به فرانسه ناپدید میشود و دو نفر دیگر با ناامیدی تمام، به جستجوی او میپردازند.
یک سرآشپز معروف درست پیش از دریافت سومین ستاره میشلن خود، ناپدید میشود. کلارا، دخترش، اداره رستوران را به دست میگیرد و پس از دو سال، برای یک کنگره آشپزی به تایوان دعوت میشود.
آشپزی جوان که در شرف راهاندازی رستوران اختصاصی خود در شهر پاریس است، به دلیل یک اتفاق اورژانسی در خانوادهاش، ناچار میشود به زادگاه خود بازگردد. در این بازگشت و به دور از فضای شهری، خاطرات قدیمیاش در ذهنش زنده میشوند و تمام باورها و قطعیتهای او دچار تردید میگردند.
مأمور ویژه و سرشناس آمریکایی، مگوالتر، به اشتباه مسئول حملات زنجیرهای در نقاط مختلف جهان معرفی میشود. او برای پاک کردن نام خود از این اتهامات، دست به فرار میزند تا بتواند راز اصلی این ماجرا را کشف کند، توطئهای جهانی را از بین ببرد و در نهایت جان مردم دنیا را نجات دهد.
یک دفتردار قدیمی برای نجات قلعهاش و جلوگیری از ازدواج دخترش، نیاز به ثروتی دارد. این ثروت توسط یک کنتس در حال مرگ به یک هنرمند جوان وعده داده شده، اما به شرطی که آن هنرمند به کاتولیک خوب و عاشق نامزدش تبدیل شود.
داستان درباره فرشتگان نگهبان نامرئی است که انسانها را هدایت و محافظت میکنند. پل و لئا با وجود اینکه نباید همدیگر را میدیدند، عاشق هم میشوند. برای حل این مشکل، دو فرشته به نامهای رافائل و گابریل که هیچ شباهتی به هم ندارند، باید با هم کار کنند.
تیری، پدری با اختلالات ذهنی مادرزادی است و دختری به نام لوس دارد. عشق این پدر و دختر، آن دو را به یکدیگر پیوند داده و سدی شکستناپذیر از عشق ساخته است. این پیوند محکم ادامه دارد تا روزی که لوسِ ششساله به مدرسه میرود و متوجه تفاوت پدرش با دیگران میشود.
پیر نوجوان ۱۳ سالهای است که پس از مرگ ناگهانی مادرش به مزرعه پدرش بازمیگردد. او که در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار میگیرد، در علاقه خود به اسکیتبورد پناه میگیرد. در این مسیر، با یک غریبه که خود نیز اسکیتباز سابق است، آشنا میشود. این دو نفر با کمک یکدیگر سعی در بازسازی زندگی خود دارند.
یوناتان، کارشناس ساعت، با یک کلاهبردار به نام اریک شریک میشود و شیفته زندگی او میگردد. وقتی سارقی به نام "جو" به سفارش اریک، پنج نقاشی را از موزهای در پاریس میدزدد، هر سه نفر درگیر اتفاقات خطرناکی میشوند. این داستان واقعی نشان میدهد که یک سرقت بزرگ کار افراد آماتور نیست.
آنتوان که در حومه پاریس زندگی میکند، به طور تصادفی در اپرای گارنیه متوجه استعداد ذاتی خود در خوانندگی میشود. او برای ادامه این راه و فراگیری آموزشهای لازم، مجبور است حقیقت را از خانواده و دوستان خود پنهان کند.
داستان دربارهٔ خانوادهٔ مورل است؛ خانوادهای که در آن دو نوجوان و یک کودک هفتساله، پدر و مادر خود را به ستوه آوردهاند. یک روز صبح، تمام اعضای این خانواده، پس از بیدار شدن از خواب، خود را در بدن یکدیگر مییابند.
در اواخر قرن نوزدهم میلادی، در کشور فرانسه، معلمی اهل پاریس به نام لوئیز ویولت، برای انجام ماموریتی به مناطق روستایی فرانسه اعزام میگردد. او موظف است تا نظام آموزشی رایگان، اجباری و غیرمذهبی جمهوری را در آن مناطق برقرار نماید.
سوزان پس از یک تصادف رانندگی، حضانت سه فرزندش را از دست میدهد. او چارهای جز این ندارد که به دنبال درمان در یک مرکز ترک الکل برود. به محض ورود، با آلیس و دایان، دو زن با شخصیتهای قوی، آشنا میشود. دنیس، یک مربی ورزشی، تلاش میکند آنها را برای یک هدف مشترک دور هم جمع کند: شرکت در رالی صحرای مراکش. او به صبر و مهارتهای آموزشی زیادی نیاز دارد تا این تیم بعید را برای رسیدن به هدفشان آماده کند.
این اثر به زندگی خانوادههای زیادی میپردازد که درخت بلوط را همچون خانه خود کردهاند و در آن زندگی میکنند. آنها مانند یک جامعه واقعی، با چالشهایی همچون مشکلات همسایگی، مسائل آموزشی، همبستگی و بقا روبرو هستند.