با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
عكاسى خرده پا به نام « لوك شانن » ( كيتن ) به تشويق محبوبهاش، « سلى » ( دى )، يك دوربين فيلمبردارى تهيه میكند. اما طرز كار دوربين را به درستى نمیداند و نخستين فيلمهاى خبرى كه فيلمبردارى میكند، بر اثر خرابكارى ميمونى كه همراه او است مورد تمسخر همگان قرار میگيرد.
لورل که رئیس سربازان کند ذهن است نامه ای خصوصی به هاردی می نویسد اما هاردی آن را به فرمانده اصلی گزارش میدهد، به همین دلیل زندگی لورل تحت تاثیر قرار میگیرد و دچار آشفتگی می شود…
آقای “جی پیدمونت” به برادر زاه خود که از اسکاتلند آمده خوش آمد می گوید. اما برادرزاده اش دامنی اسکاتلندی پوشیده! او به سرعت همراه با عمویش نزد یک خیاط می رود تا شلواری مناسب خریداری کند…
لورل و هاردي که از خلبانان جنگل هستند در يک ماموريت به عنوان اتش نشان اعظام مي شوند به يک جنگل. انها در خانه شکارچي بزرگ شهرکه صاحبش به تعطيلات رفته پنهان ميشوند اما...
« رانلد » ( کیتن )، جوانى درسخوان و بچه ننه، به محبوبترین دختر دبیرستان، « مرى » ( کورن وال )، دل بسته است. اما « مرى »، « جف براون » ( گودوین ) را ترجیح مىدهد که توجهى به درس ندارد و در عوض ورزشکار است.
زن مطلقه ای قرار است از عمه ی خود که از طلاق بدش می آید 100 هزار دلار و مقداری الماس بگیرد. این زن از همسر اول خود در حالی جدا شده که عمه اش این را نمیداند و او باید عمه اش را متقاعد کند که از همسر اولش طلاق نگرفته است. در این حین از الیور و استنلی کمک میگیرد….
"جیمی شنون" در آستانه ورشکستگی قرار دارد اما وکیل پدربزرگش اعلام می کند ارثیه ای هفت میلیون دلاری برای او به جای گذاشته است. برای بدست آوردن پول او باید تا 7 عصر بیست و هفتمین تولدش ازدواج کند...
جوان بى كس و كارى به نام « بى رفيق » ( كيتن ) در جستوجوى زندگى بهتر به سوى غرب مى شتابد و در مزرعه اى استخدام مى شود. اما از عهده ى كارهاى خشن گاوچرانى برنمى آيد و كابوى ها مدام او را مسخره مى كنند. تا اين كه با گوساله ى ماده اى به نام « چشم قهوه اى » دوست مى شود...
“هارولد لمب” می خواهد به کالج برود و از این امر بسیار هیجان زده است.او روشی مخصوص برای معرفی خود در نظر دارد که در یک فیلم مشاهده کرده است.اما با وارد شدن به دانشگاه او مورد هجوم تمسخرهای دیگران قرار می گیرد.اما با کمک تنها دوستش “پگی” او تلاش می کند به محبوبیت دست یابد…