با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
چهار بهترین دوست با شروع زندگی خود در جهات مختلف ، قصد دارند با یکدیگر ارتباط داشته باشند: آنها یک شلوار دست دوم را می پوشند که کاملاً با بدن هر یک متناسب است.
سامانتا (مرغ دریایی) عاشق پیتون (یک گوزن دریایی دیگر) است که عاشق کری (یک طرفدار) است که با کلارک (کاپیتان فوتبال) قرار می گذارد. وقتی کلارک به دنبال پیتون برای درسهای مخفی کمیک بوک می رود ، پیتون شانس خود را برای بودن با کری می بیند. اما کری علاقه بیشتری به تنظیم پیتون با سامانتا دارد...
دکتر برنارد ناتانسون و دکتر میلدرد جفرسون در یک نبرد ملی در یک توطئه ناگفتنی که منجر به معروف ترین و بحث انگیزترین پرونده دادگاه در تاریخ شد ، کنار رفتند...
در سال 1982 ، همانطور که همهاز استاتن آیلند انتظار افتتاح یک فیلم پرفروش بوکس را داشتند ، یک خانواده ایتالیایی-آمریکایی باید با بزرگترین چالش های آن روبرو شوند...
در محوطه داستانی کالج "دانشگاه Miskatonic" در Arkham ، ماساچوست ، جایی که همه نوع اتفاقات خارق العاده و غیر دنیایی در داستان Lovecraft رخ می دهد ، اتفاق می افتد...
فقط تعداد کمی از گربه های بزرگ به اندازه شیرها مورد مطالعه قرار گرفته اند. ما فکر می کردیم همه چیز را در مورد آنها می دانیم. با این حال برخی از قسمت های زندگی آنها در تاریکی پنهان شده است. دوربین ها دو ماده مربوطه را در روز و شب دنبال می کنند و الگوهای رفتاری حیرت انگیز بزرگترین شیرهای آفریقا را آشکار می کند...
"رابرت تابلوت" تاجر ثروتمند که برای سپری کردن تعطیلات به ویلای مجلل خود در ایتالیا رفته با سه مشکل روبرو می شود.دوست او "لیزا" تصمیم به ازدواج با مردی دیگر گرفته و...
داستان زوجی به نام های لیزت و همسرش چینو که با مشکلات زناشویی روبرو هستند. لیزت از بچه ها خسته شده و در کنارش چینو نیز از مشکلات شغلی رنج می برد. مادر چینو، رزاریا، از لیزت متنفر است و وقتی چینو به زندان می رود اوضاع به گونه ای متفاوت برای لیزت تبدیل می شود ...
داستان عشق عاشقانه در خیابان های سخت برونکس قرار دارد. یک دلال محسوب می شود که روز چهارشنبه نامیده می شود و بازی را از پدرش یاد می گیرد. هنگامی که او رفته است او به دنبال نگاه مادربزرگ خود و دختر نیکی است
لیندا برای کار و پرداخت هزینه های بیمارستان مادربزرگش (بکی) مجبور به استراحت از کلاس ها می شود. هنگامی که ملیندا یک روز از بیمارستان خارج می شود ، با یک ماشین برخورد می کند و به دنبال آن می دود ودر این مسیر پاهای او برای همیشه فلج می شوند اما...