همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک زن و مرد جوان که در سوگ از دست دادن همسران خود بودند، در روز مراسم خاکسپاری با هم آشنا شده و به طور غیرمنتظرهای فرصت عشق ورزیدن دوباره را به دست میآورند.
در رومانی سال ۱۷۹۹، کولیها در خطر از دست دادن زمینهایشان به دست «فرقه» هستند. در این میان، «کاپیتان»، یکی از افسران فرقه، ناخواسته مسیرش از همراهان خونخوارش جدا شده و سرنوشتش تغییر میکند.
اَبی به عنوان دستیار و نویسندهی پادکست مشهوری که توسط سرنا (دوست دوران دانشگاهش) گردانده میشود، مشغول به کار است. روزنامهنگاری از نیویورک برای تهیهی گزارش در مورد پادکست و سرنا به آنجا میآید. در این میان، اَبی دچار احساسات (عاشقانه) میشود، در حالی که سرنا برای آیندهی خود برنامهی دیگری در سر دارد.
بارنی پیج، اسکیتباز حرفهای، یک سفر ۹۰۰ مایلی را به یاد دوستش بِن ریمرز آغاز کرده تا با گفتوگو، دربارهی خودکشی و سلامت روان و اثر آن بر اسکیتبوردینگ آگاهیرسانی کند.
اکشن از یو.اف.سی ۳۲۰ (UFC 320) تو آرنای تی-موبایل (T-Mobile Arena) تو لاسوگاس، با مسابقه قهرمانی وزن نیمهسنگین بین ماگومد (Magomed Ankalaev) و الکس (Alex Pereira).
سفر یک روزنامهنگار و همراهش به رُم برای مصاحبه با یک موسیقیدان مشهور، با پذیرفتن یک دعوت غیرمنتظره برای اقامت در یک ملک ییلاقی، به مسیری کاملاً غیرقابل پیشبینی و فراتر از انتظارها کشیده میشود.
تامی داس سانتوس شخصیتی کاملاً جدید است که نه روانپریش است و نه جامعهستیز. او راهی را در پیش گرفته است که در آن، خون وحشتناکترین موجودات بر زمین ریخته خواهد شد. نقش اصلی کابوسها تغییر کرده و اکنون این دلقکها هستند که شکار شده و در حال فرارند.
این داستان درباره یک پسر جوان آزتکی است که پدرش به دست اسپانیاییها به قتل میرسد. "یوهوآلی" برای هشدار دادن به پادشاه "موکتزوما" و کاهن بزرگش "یوکا" درباره خطری قریبالوقوع، به "تنوچتیتلان" فرار میکند.
در شهر آگوستا، دختر ربودهشدهای مدعی است که توسط جیم، یک پلیسِ از دنیا رفته، نجات یافته است. در حالی که کارآگاه ولز سرگرم رسیدگی به این پرونده عجیب است، کودک دیگری نیز ناپدید میشود. این ناپدید شدنهای زنجیرهای، پرده از قتلهای قدیمی برمیدارد و این پرسش جدی را مطرح میکند که آیا یک نیروی شبحآلود در این ماجرا دخالت دارد؟
چارلی، قاتل زنجیرهای معروف به "خراشنده نیمهشب"، در یک حلقهٔ زمانی گیر افتاده و مجبور است یک شب خشونتآمیز را مدام تکرار کند. او که ابتدا از این وضعیت استقبال میکرد، اکنون برای فرار از این کابوس بیپایان به شدت تلاش میکند.
گروهی از محققان پروندههای باز ، برای حل معمای قتلهای خانواده کارمایکل، به عمارت کارمایکل می روند . آنها پس از چهار شب ناپدید می شوند و فیلمهای ضبطشده آنها، حاوی تصاویری تکاندهنده بود که حتی از فیلمهای خانه جهنم نیز وحشتناکتر بود...
آزی آزبورن پس از توقف فعالیتهایش و در پی دست و پنجه نرم کردن با مشکلات سلامتی و پارکینسون، با پرسشهایی درباره هویت و توانایی خود برای اجرای دوباره مواجه است، در حالی که موسیقی محور اصلی زندگی او باقی مانده است.
پس از رویدادهای "شورش" و "حمله به فورت ریجلی"، سرهنگ اچ. اچ. سیبلی دادگاهی نظامی برای محاکمهٔ داکوتاهای دستگیرشده تشکیل داد. ارتش ایالات متحده به رهبری ستوان اول و کمیسرهای منصوب، بهدنبال انتقام است، اما این کار هزینههایی در پی خواهد داشت.
کمدینی از فیلادلفیا ملقب به "شمن"، استندآپ کمدی بیپردهای در مورد معضلات اجتماعی اجرا میکند و بهطور خاص بر موضوعات بیخانمانی، نژاد و روابط مدرن تمرکز دارد.
در ایالت ریفتولی کنیا، طرحی برای بازگرداندن زرافهها به زیستگاه طبیعی آنها به اجرا درآمده است. با این حال، در صورت بروز مشکل برای این گله کوچک، فعالان حقوق حیوانات، دامپزشکان و نمایندگان جامعه محلی موظف به کمک و حمایت از آنها هستند.
زندگی یک نوجوان در حومه شهر با همسایه شدن جان وین گِیسی (قاتل زنجیرهای معروف) زیر و رو میشود. کنجکاوی نوجوان او را به سمت رازهای تاریک میبرد و سرانجام به یک رویارویی ترسناک با این فرد شرور میانجامد.