همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
مری استوارت زنی زیباست که عشق در چشمانش و زنگ های عروسی در ذهنش نقش بسته است. آیا او در یافتن مرد مناسب در حالی که چشمانش را به تله می اندازد موفق خواهد بود؟..
در توماهاوک، برادران کلاهبردار جکمن شهر را کنترل میکنند، کلانتر دانهام در معرض انتخاب مجدد قرار دارد، پرورشدهندگان گوسفند در شهر ممنوع شدهاند و یک بازرس مخفی خطوط حمل و نقل مسافران وارد میشود تا باند سارقانی را که مرتباً به خطوط حمل و نقل مسافران دستبرد میزنند، دستگیر کند.
برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 2 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
فیلم براساس داستان واقعی "پیتر مارشال"، جوانی اسکاتلندی ساخته شده است.او تنها آرزویش رفتن به دریا بود اما پس از دریافت تماسی از طرف خدا برای کشیش شدن، رویایش را کنار می گذارد و...
یک کوهنورد خبره و شریکش یک لاشه هواپیما را در کوه های راکی پیدا می کنند، اما شریک با یکی از بازماندگان هواپیما توطئه می کند تا برای سرقت مقدار زیادی پول نقد که در هواپیما پیدا شده است، متوقف شود.
فیلم داستان مهاجری ایرلندی را روایت می کند که تبدیل به یکی از افسران درجه دار ارتش شده و پنجاه سال از عمر خود را در آکادمی ارتش آمریکا در وست پوینت سپری میکند...
پابلیتو، پسری ده ساله، پسر مربی بیرحمی است که برای آموزش اسب ژنرال مکزیکی برای پرش در مسابقه بزرگ استخدام شده است. روشهای خشن مربی، اسب را از پرش متنفر میکند و ژنرال دستور مرگ حیوان را صادر میکند. پابلیتو با اسب فرار میکند و زندگی پنهانی را آغاز میکند. او در سفر خود در سراسر مکزیک با چندین فراری و یک کشیش که سعی میکند به او کمک کند، ملاقات میکند.
پس از اینکه "ویکتور اسکات" داداستان جاه طلب به اشتباه مردی بیگناه را پای صندلی الکتریکی می فرستد، از کار خود استعفا داده، به مشروبات الکلی روی می آورد و وارد دنیای تبهکاران می شود...
باگز بانی توسط روح مهربانی که هر روز به او هویج میداد، خود را به عنوان حیوان خانگی پذیرفته است. دوست باگ دکتر جکیل است معجون شیطانی خود را می نوشد و تبدیل به یک هیولا می شود...